مدیر وبلاگ
تماس با من
پروفایل من
      شعر ایلام (هرگونه برداشت از این وبلاگ بدون اطلاع نویسنده و صاحبان آثار پیگرد قانونی دارد.)
میرنوروز ...... نویسنده: مدیر وبلاگ - پنجشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٥

نویسنده : حیدر میرانی

عنوان مقاله : میرنورز شاعر مظلوم دهلرانی

ادبیات شفاهی لرستان،واستان ایلام  پر است از تک بیتی های میرنوروز دهلرانی ، او اهل شهرستان دهلراناز توابع استان ایلام  است و بر اساس روایات معتبر از شاعران دوره صفویه بوده است ، او را نوه شاهوردیخان آخرین اتابک لرستان پشتکوه وپیشتکو می دانند ، در این مقاله بررسی شده که او اهل کجاست و به چه زبانی شعر گفته است .

مقدمه:

 تاریخ و فرهنگ و هنر استان ایلام همواره پر است مظلومیت ها و محرومیت ها ،  این دیار که روزگاری قسمتی از فرهنگ و تمدن عیلام باستان بوده هموراه در طول تاریخ دستخوش تغییرات و دگر گونی های فراوانی بوده و هست ، در این عصری که عصر سرعت انتقال اطلاعات نام دارد ، و فاصله های تغییرات فرهنگی از چند دهه به یک دهه تقلیل یافته ، وظیفه قلم به دستان استان است ،که با همت و تلاش جلوی ، فراموش شدن و نادیده انگاشته شدن بزرگان و نوابغ و نامداران این دیار را بعده بگیرند ، چرا که اگر چنین نکنیم ، تنها و تنها ماییم که متضرر می شوم ولا غیر ، در این راستا برآن شدم، با توجه به شرایط اقلیمی خاصی که بر استان ایلام حکم فرماست به یکی از دغدغه های ذهنی خویش پرداختم ،...هرچند او را کسانی که می شناسند هیچگاه از یاد نمی برند ... اما  ما در هر شرایط و اقلیمی با هر گویشی ، اعم از لکی و کردی و لری ...باید با صیانت از مفاخر خویش باعث اعتلای فرهنگ بومی خویش شویم ، و به جای واگرایی با تمسک به اشتراکاتمان و توجه به گذشته خویش ارتباطمان با دنیای رفتگان قطع نشود ، من در این مقاله می خواهم از کسی بگویم که با وجود گذشت قریب به 400 سال از زندگی او هنوز شعر هایش را می توان از ...کاست های قرن بیست یکم گوش داد ، جالب است که بدانیم هر آنچه از او به ما رسیده است، از طریق ادبیات شفاهی یا سینه به سینه بوده است ، هرکس موسیقی لری را می شناسد و گوش می دهد ، باید بداند که حدود 80 درصد اشعاری که شنیده است، متعلق به میرنورز بوده است ، میرنوروزی که اهل دهلران ،از توابع استان ایلام می باشد . و البته متاسفانه از سوی مرکز استان فرهنگ لری و لکی مورد بی توجهی قرار گرفته است که البته امید است این نوع نگرش تغییر کند .

میرنوروز و مظلومیت او

ادبیات شفاهی ایلام و لرستان پر است از تک بیتی های معروف میرنورز شاعر برجسته لر زبان دهلرانی ، او نوه یا نتیجه...شاهوردی خان ...آخرین اتابک لُرستان( پشتکوه و پیشکوه ) است ،  شاهوردیخان به دستور شاه عباس اول در سال 1006 ه.ق نا جوانمردانه به قتل می رسد .برخی از معمرین دهلران که به میر یا دهلرانی ها معروفند و خود را از نوادگان میر می دانند. زادگاه  میرنوروز  را در شهر دهلران و قبرش را نیز در جوار سید شرف الدین  که در شمال شهر دهلران واقع شده می دانند،  که امروزه قسمتی از آب ((سر گه رو)) آبگرم دهلران از روی آن می گذرد،  در حال حاضر دقیقن این نقطه مشخص نیست، یعنی  محل دقیق قبر او در دهلران معلوم نیست، .دلیل این امر خرافات مردم قدیم دهلران مبنی بر ...جادو ...کردن خاک میرنوروز است ، اینها از یک سو و بی توجهی مسئولان میراث فرهنگی استان از سوی دیگر، .بزرگترین شاعر لُر استان ایلام را بی نام و نشان باقی گذاشته است ؛ چند نفر از قلم به دستان دهلرانی چند وقت پیش خواستند، انجمنی با  نام میرنوروز در دهلران به ثبت برسانند، که با مقاومت مسئولان فرهنگی رو به رو شدند؛  حقیقت این است که بزرگترین شاعر لُر اهل استان ایلام کنونی است؛ وهیچ گاه از سوی اهالی فرهنگی یا قلم به دستان مرکز استان  ، به این شخصیت که بزرگترین وقدیمی ترین و مشهور ترین شاعر استان در خارج از استان نیز هست ، نپرداخته اند، که البته این در خور استان ایلام و فرهنگ کهن این خطه نیست.شعر میر نتها بین ...لر زبانان دهلران معروف است ...بلکه شعر اورا حتی بسیاری از ...کرد تباران دهلرانی می شناسند ...و اشعار او نقل محافل است ...خصوصن کسانی که چل سرو ...می گیرند.

میرنوروز شخصیت منحصر به فردی در تاریخ، فرهنگ و ادبیات لُری محسوب می شود ، که بنا به آنچه گفته شد بسیار مظلوم است ؛ زیرا باید پذیرفت ، که مرکز استان به تمرکز گرایی پرداخته و کمتر به فرهنگ و شرایط اقلیمی ادبیات ایلام توجه نشان داده است ، یعنی فرهنگیان بومی استان ایلام ، خصوصن مرکز نشینان ، به هنر و ادبیات سایر مناطق کم توجهی کرده اند ، که اگر دهلران جزء ایلام است!!  باید حتمن گوشه چشمی از قلم به دستان مرکز نشین را به خود معطوف می نمود،  اما به گواه آرشیو مطبوعات و نشریات فرهنگی و دولتی در استان،  هیچگاه چنین اتفاقی نیفتاده است و اگر هم افتاده باشد آنقدر کم رنگ بوده که قابل چشم پوشی است ، شاید یکی از دلایل ، موضع گیری فرهنگی ، لُر ها ی استان ایلام،  در برابر مرکز نشینان، همین بی توجهی مسولان فرهنگی و خصوصن رسانه های فرهنگی به قوم لُر است ،...

اما موضوع این مقاله  ....میر نوروز .....شاعر توانای دهلرانی است، او قدیمی ترین شاعر استان ایلام است، که در دوره ....صفویه می زیسته است، و به زبان لُری و فارسی تسلط تام و تمام داشته است ، در ضمن داری بیشترین مخاطب در میان شاعران محلی سرای غرب کشور است، به گونه ای که ...مخاطبان شعر او ..... لُر ها و لک های موجود در استان های =  لُرستان - ایلام - خوزستان -کرمانشاه - قسمت هایی از بختیاری - قسمت هایی ازهمدان  -قسمت هایی از مرکزی  - قسمت هایی از اصفهان -  بخش هایی از ورامین و قزوین .... و کُردهای پشتکوهی یا  جنوبی  خصوصن ساکنان ایلام و کرمانشاه   ...می باشد ،که شاید  بزرگترین گستره مخاطب برای یک شاعر محلی سرا باشد  ...هنوز شعر های میر ....بعنوان بهترین نمونه های شعر لُری ...نُقل محافل ادبی است و از نوار ها و کاست های قرن 21 پخش می شود!!!  این برای شاعری که قدمت بیش از 400سال دارد بسیار جالب و باور نکردنی است . ، ((به نظر خیلی از صاحب نظران زبان لُری، زبانی مستقل است ...دکتر کرم علیرضایی پُرکارترین پژوهش گر دهلرانی، در حال نگارش کتابی است، با  مضمون (( دستور زبان لُری است )) که شامل نگارش و ترجمه برخی متون به زبان لُری می باشد .

 

تاریخ تولد میرنورز

جناب آقای غضنفری امرایی در کتاب " کلیات دیوان میرنورز " صفحه 20 چاپ 5 ، او را نوه شاهوردی خان می داند ، اما جناب آقای علیرضایی در کتاب " میرنوروز شاعر ناشناخته لر " او را نتیجه شاهوردی خان وفرزند عرب پسر احمد بن شاهوردی خان می داند . آقای دکتر اکبری ، در کتاب تاریخ استان ایلام صفحه 721 او را متولد سال 1087 یا 1083 هجری قمری می داند . و تاریخ مرگش را 1160 یا 1170 تخمین زده است .

برخی نیز سال تولد میر نوروز  را 1133 ه.ق می دانند و برخی او را متولد 1073ه-ق  می دانند، اما آنچه مسلم است او نوه یا نتیجه شاهوردی بوده و همین کافی است، تا قول دومی منطقی تر به نظر برسد و ما اگر فاصله هر نسل را 20 سال در نظر بگیریم بعد 1006 ه.ق اگر 40 سال گذشته باشد تا میرنوروز بعنوان نوه متولد شده باشد باید بگوییم او متولد 1046 است و گرنه باید همان تاریخ قبلی را بپذیریم .به هر حال قراینی که در شعر اوست ، بیشتر مربوط به دوران شاه سلیمان اول صفوی است   :

 

تن برهنه در بن غاری چو خفاش              بهتر است از دیدن روی قزلباش

غار خفاش در شمال شهر دهلران قرار دارد.

یا

مگاویی دارم ده صد یه گوسالش کم             دِ  قرون شاه سلیمو می زنه دم

یا

تف دِ ری دس په تی ار کور شایی             چی قرون شاه سلیمو ناروایی

یا

یک صدو سی و سه از بعد هزاری                بگذرد بر من به سختی روزگاری

این بیت آخر مؤید این است که او در 1133 دوران سختی را می گذراند . برخی آن را دوران پیری میر نوروز می دانند، برخی دوره میان سالی او که دقیقن مقارن حکومت شاه سلیمان اول صفوی است  و لی اکثر صاحب نظران بر این عقیده اند که 1133 دقیقن روزگاری پیری او بوده است ، البته برخی این تاریخ را به اشتباه سال تولدش می دانند...

میرنورز دهلرانی است !

در مورد منتسب بودن او به مناطق مختلف نیز اقوال متفاوتی هست ... برخی او را اهل جایدر لُرستان می دانند، برخی اورا پلدختر ی، و برخی آبدانانی می دانند،  اما واقعیت این است،که او در ابیاتی تمام این تردید ها را بر طرف کرده  و به دهلرانی بودن خود ...صحه گذاشته است :

منم میرنوروز میر کی دیلرونم                  چق و پوق پوس گو اومه و دومم

یا

ای دلی سی دیلرو هی می زنی زار                    یه تونو یه دیلرو یه دینه یار

و...و...و

همین بس که او اهل سرزمین فرهنگی لُرستان است ... و همین کافی است...

در دین و ایمان او همین بس که او زائر کربلا بوده است :

 دَر طلا، گنبد طلا، ایوان طلا ریز                   این همه زوّار می آیند ز تبریز

بشکنم این لشکر حرص و هوا را                    تا ببوسم خاک پاک کربلا را

از او دیوانی بر جای مانده است که توسط استاد غضنفر امرایی گرد آوری شده است. هرچند جناب آقای علیرضایی نیز در آستانه چاپ ترانه های میرنورز است . در زیر قسمت هایی از شعر های میر نوروز را آورده ام .

قسمت هایی از مُفردات لُری با ترجمه فارسی

   ای دله سی دیلُرو هی می زنی زار               یه تونو یه دیلُرو یه دین یــــار

ای دلی که برای دیدن دهلران و یار دهلرانی ملولی... اکنون ببین .

ایسه ذوق سیم نه مَه نَه شوقم نشیسه        زِه بُریس تیرم ده صد جا هم شِکیسه

دیگر ذوق شوقی برایم نمانده همانند تیر اندازی که زهش بریده و تیرش هم شکسته باشد

     اوسنو بخت بلنگ بی دستگیرم                 گِره زمی ، می گوشِیس و نوک تیرم

زمانی بخت بلندی داشتم که اگر گرهی در کارم می افتاد به راحتی باز می شد

     اوسه که سره کَلُوم وا تو دراومَه                 هی عرخ پاک می کردی و پر جومَه

آن موقعی که برای اولین بار تو را دیدم ،  عرق شرم و حیا  بر پیشانی ات نشست

     ئیی خدا وت بئی یه ، یه اقبال خویی           سای کولا ، گُپ نئو ، کمچئه دویی

خدا اقبال بلندی به آدم بدهد مگر آدم چه می خواهد سایه کولایی(1) و کمی نان و دوغ!

  بخته کم ده ش کی کیو، جیلا تنیشه                باد غم ورکرد ه ده هفت جا بُریشه

بخت من با نخ سیاه دوخته شده است ، وآنقدر بداقبالم که این نخ را باد غم انگیزی! از هفت جا بریده است.

     بیا ریمو وه دیــــار دیلرو پیر                       خره تیشکو، ماز گورو ، چشمه قیر

بیا تا برویم به دهلران این کهنه شهر قدیمی ، برویم خره تیشکو، ماز گورو ، چشمه قیر (2)

     تو گوتی که من و تو پیرو مُریدیم                 یه چه سَه تَمی بیه ، ده یک بُریدیم

مگر تونگفتی که من و تو پیرو یک مریدیم  چه شد که حالا از هم بریده ایم

                  حکیمونه درد مه خیلی گرونه                        داریی درد دلم دی لرسونه

حکیمانه یا ویزیت این دردی که دارم خیلی گران است و داروی آن هجران و دوری از یار است

دله کَم ، بی مونس نسار الوند                برف کُهنش و جا بی نئو د سرش ون

دلم هوای سایه سار کوه الوند را دارد کوهی که هیچگاه برفش آب نمی شود

  غم اوما گوشه دلم کرده اجاره                   وه هر جا ریی می کنم آبایی ناره

غم گوشه ای از قلبم را اجاره کرده طوری که هر جا می روم آرام و قرار ندارد

                    سیمره لق می زنه ، کَوَر مغاره                   دوسکم دو خُرماوه خرجی نداره

سیمره خروشان است و کور کوه دست نیافتنی، چه کنم که یار خر آبادی ام چیزی برای خرج کردن ندارد

هر حکیمی به کنه هلاج دردم                  جون شیری وش می یم آزا بگردم

هر طبیبی دردم را درمان کند جانم را به او می دهم تا سلامتی ام را بدست بیاورم!

یا چنو سیلم بکو تیت بشینم                         یا چنو بی مهری کو ریته نوینم

یا طوری مرا بنگر که عاشقان می نگرند یا آنقدر بی مهری باش تا بی خیال عشقت شوم

هر دوسی دو وعده جا ، گُت او نیوما                ترک دوسیش بکنی والله حرومَه

هر یاری وعده ای گذاشت و  وفا نکرد ، دوستی با او حرام است.

                   مردومنی زن خوو بهار مَرده                         زن گَن چی زمسو همیشه سَرده

ای مردم بدانید که زن خوب همانند بهار است،  اما زن بد همانند زمستان سرد است

مه ده چلّه بیم که غم پرسی حوالم                 چَن جویی شادی نگشته ده خیالم

هنوز چله عزیزم تمام نشده بود که بازهم غم احوال پرسم شد!! چند وقت است به اندازه یک دانه جو شاد نبوده ام

 

1-     در زبان لُری به سایه بانی که با نی و شاخ و برگ درختان درست می کنند کولا می گویند

2-    خره تیشکو ، ماز گورو و چشمه قیر نام محل هایی در دهلران است

 

یک شعر فارسی  به نام : پند نامه باستانی

    یاوران از ظلم این گــردون غدّار                      این کهن زال غلط بخش فسونکار

 وقته(1) دهر از آتشم گردد پر از شـــور                   پای بر هستی نهم مانند منصور

    مردمان از خون مرغی مضطرب حال                 برّه ی قـــــربانی او رستـــم زال

  سرنگون باد این سپهر پست بد کیش            هر که خورد از نوش او آخر خورد نیش

 کو کیومرث و کجا تاج و کلاهش                      شوکت جمشید کو ، کو تخت گاهش

  کو جم و کو جام وکو بزم و کجا می                 کــــو کلاه کیقبــــاد و افســر کی

 کــــو فریدون ،کو فرّ ملک کیانی                  صـــاحب گرز و درفش کاویــــانی

شد کجا آن فّر و بخت شاه کاووس         قوشنی (2) چون گیو و چون گودرز و چون توس

   آن هـــمه اسباب را بـــاد فنا برد                   کس چه می داند  که صاحبشان کجا مُرد

   ای خــراب آباد آخر هم خـــرابی                  زاهـــدی هـــم قاتــل افراسیــــابی

  زال کو ، کو آن همه دستان دستان                  کـــهنه زالـــش چون بُرید آخر زپستان

  کـــو یلی که قاتل دیو سفیــد بی (3)              آخــــر از دنیا برفت و نا امیــــد بی

   شـــمه ای از هیبت گرز گـــرانش                 جنــــگ دیو و جنگل مازنـــدرانـــش

  قاتـــل دیو سفید از خــــلق بی بیم               تــــاج بخش و باج گیر هفــــت اقلیم

   عاقبت رخش اجل در چَه نهـــادش                 چون شغادی خرمن جان زد به آتــش

  رو بگیـــــر از مردی مردان شعاری                مــــادران دوران نزاد اسفنـــدیاری

  آن تن رویین تن رویین شکن کو                 شش منی شمشیر و گُرز هفت من کو    

  آن بر و گوپال و کتف و یال و تن کو                  هفت خوان بر فاتح چین و ختن کو

  شوکت و فّر و شکوه بهمنــــی کو                 آن همـــه مایی کجا رفت آن منی کو

 با همـــه  دارنـــده و نــــادار و دارا                مــــی نکرده این جهان هرگز مُـدارا

کو سکندر آنکه سّدش تا قیــــامت                    می کند دفع از بنــــی آدم علامت

 کو کسی کزبحر و بّر برداشتی باج             تاج و تختش هی(4)  کجا کی رت وَه تاراج

  کو کجا بهرام گور و کو سمندش                         کو سخاوت کو شجاعت کو کمندش

  گور کَن بر گور او آخر نزد خشــت                گشت گم اندر صــف گوران آن دشت

شد کجا شاهی که شاهی در سرش بی            خسروی که کار گل کن قیصرش بی

  کو کجا نوشیروان ، کو عدل و دادش                        بانگ مرغ ظالمی بُردی زیادش

  عادلی که سی (5) عجوز کج نهادی                طـاق کســــرا از عدالت کج نهادی!

 ظالــم عادل کش  کسرا شکن داد                 ظالمی بین،  عادلان را داد بر باد

  زین زمانه رمزی از هرمز مرا بس                  چون کشیدش سُرمه حسرت به نرگس

   بـــی وفا دنیا اگر بودش وفایــی                  بود با پـــرویز و شیرینـــش بقایی

 چون مداین این جهان اندر حسابش                  صد چو شاپور فلک اندر رکابش

  این عروس دهر چون شیرین به کامش                ابلق اقبال چون شبدیز رامش

 باربد آسا زدی بر پـــایه تخت                        همچو شاپور فلک بر در گه بخت

 خسروی که خسروان دادند خراجش                می گرفت باج از عروس دهر، تاجش

   آنچنان کردش فلک بی بال و بی پر              پشم و مخمل بر تنش چون نیش خنجر

گنج باد آورد ، باد آورد هم بُرد                  رفت شاپور و نکیسا ، باربد مُرد

 

نویسنده :حیدر میرانی 

  نظرات ()
مطالب اخیر در انتخابات شرکت می کنم شما هم شرکت کنید... دکتر ناصر همتی شاعری از دیار غربت!! راه اندازی سایت لریا و ایران شعر فاطمه مقدم شاعر توانای دره شهری مهرشاد شیخ محمدی...شاعر توانای دره شهری... محسن زارعی شاعر ایلامی ... قرتی بازی در نقد ادبی یا نقد سیدعلی میرافضلی! مصاحبه با نشریه کتاب هفته تهران ... 22 مرداد 1390 قدرت ملکی شاعر قدرتمند دهلرانی!! بعد از 13 سال مجموعه شعرم ...فالگیر ...منتشر شد
دوستان من سایت مقام معظم رهبری پايگاه اطلاع رساني امام خميني (ره) پایگاه اطلاع رسانی دولت سایت ریاست جمهوری پایگاه فرهنگی قوم لر((لوریا)) نيازمندي ها موسسه تنظیم و نشرآثار امام خمینی سايت رئیس تشخیص مصلحت صندوق حمايت از پژوهشگران پروتال خدمات الکترونیکی ایران ورزش ایرانی سازمان بسیج مستضعفان تابناک سایت اطلاع رسانی فرش ایران شرکت سهامی فرش بسیج دهلران کتابخانه ملی و سازمان اسناد نشریه اینترنتی قوم لر خانه کتاب فرهنگستان هنر فرهنگستان زبان و ادب فارسی جشنواره شعر فجر وزارت ارشاد دهلران امروز حسن باویر مترجم گوگل تاریخ لرستان-کامران دالوند فراخوان جشنواره هاي ادبي مركز ملي فرش ايران مقاله ام در انجمن سوئدي ها حسن خسرو آبادی زاگرس استوري کانون امام حسین(ع) چوار شعر بنده در سایت «سوشلیغا» آنات (( سایت تخصصی شعر کوتاه )) آی تی ایران مترجم پارس تبدیل تاریخ سازمان هواشناسی کشور سازمان تأمین اجتماعی سایت بانک اطلاعاتی ایلام آشپزی ایرانی رایانه کمک تم ديزاينر پرتال زیگور طراح قالب