مدیر وبلاگ
تماس با من
پروفایل من
      شعر ایلام (هرگونه برداشت از این وبلاگ بدون اطلاع نویسنده و صاحبان آثار پیگرد قانونی دارد.)
میرنوروز ... نویسنده: مدیر وبلاگ - شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸٧

به نام دوست 

 نویسنده : حیدر میرانی .....

 میرنوروز ... شاعر بلند آوازه لُر..................

او از نوادگان یا  نتیجه ...شاهوردی خان ...آخرین اتابک لُرستان( پشتکوه و پیشکوه ) است ،  شاهوردیخان به دستور شاه عباس اول در سال 1006 ه.ق نا جوانمردانه به قتل می رسد .برخی از معمرین دهلران که به میر یا دهلرانی ها معروفند و خود را از نوادگان میر می دانند. زادگاه  میرنوروز  را در شهر دهلران و قبرش را نیز در جوار سید شرف الدین  که در شمال شهر دهلران واقع شده می دانند،  که امروزه قسمتی از آب ((سر گه رو)) آبگرم دهلران از روی آن می گذرد،  در حال حاضر دقیقن این نقطه مشخص نیست، یعنی  محل دقیق قبر او در دهلران معلوم نیست ...دلیل این امر خرافات مردم قدیم دهلران مبنی بر ...جادو ...کردن خاک میرنوروز است  ... اینها از یک سو و بی توجهی مسئولان میراث فرهنگی استان از سوی دیگر ...بزرگترین شاعر لُر را بی نام و نشان باقی گذاشته است ...  بنده چند وقت پیش خواستم انجمنی با  نام میرنوروز در دهلران به ثبت برسانم، که با مقاومت مسئولان فرهنگی رو به رو شدم ...شاید الان فرهنگ لُری در استان ایلام ...نوعی جُرم است !! ... حقیقت این است که بزرگترین شاعر لُر زبان اهل استان ...لُرستان پشتکوه .........(ایلام کنونی ) ..... است که هیچ گاه از هیچ برنامه ای از صدا و سیمای ایلام به این شخصیت که  بزرگترین و مشهور ترین شاعر استان نیز هست ، نپرداخته اند و این بجز ...کج بینی ... و جدال فرهنگی آشکار ...با فرهنگ قدیم استان هیچ چیز دیگری نمی تواند باشد.

مظلومیت میرنوروز تا این حد است که حتی نام یک خیابان در شهر دهلران هم به او اختصاص نیافته است !! ... چه رسد به این که انجمنی به نام او باشد ... برخی از روشنفکران مخالف میر!!  می گویند، که او در سرایش شعر های عاشقانه بسیار جلو تر از خط عشق و علاقه رفته و وارد وادی ارو تیک شده است ، آنها  وجود کلمات رکیک و مستهجن را در شعر میرنوروز بهانه قرار داده و  گمان می کنند، که او شاعرِ ...زن باره ای بوده ....که فقط دنبال زنان  بوده است ...و لا غیر ....که در جواب چنین استدلاهایی که ذهن آدم را  از واقعیت ... عارف مسلک بودن میر دور می کند ، باید بگویم، وجود شعر هایی در مدح حضرت محمد (ص) :

شهی کاو مظهر انوار دین است            درونش مطلع عین الیقین است

هم از کان طبایع طینتش پاک                از آنرو سر فرو ناورد بر خاک

وجودش موجب موجود هستی                 قیامش قائم بالا و پستی

زهوشش طاق کسرا خاک گشته            چو دامان اسیران چاک گشته

چو آرد در شفاعت دست را پیش               کند شیطان طمع آمرزش خویش

.........و الی آخر............

وجود شعر های عرفانی او نیز یکی دیگر از دلایل رد این نظرات است :

به نام آنکه حجت نامه اوست                 دو عالم مد و جزر خامه اوست

خدای شش جهت جز یک خدا نیست           همه جا هست اما هیچ جا نیست

نه حکمت را به حکمش انتباه است        نه صنعت را به صُنعش اشتباه است

یکی در شام صاحب تاج باشد                    یکی بر شام شب محتاج باشد

قضایش خالی از آثار اضداد                   ز آب و آتش و از خاک و از باد

زجن و انس و از اجناس و احشار         زوصفش طیر و مور و ماهی و مار

....و الی آخر............

 

و دهها نمونه دیگر حاکی از این است که این دوستان به خطا رفته اند، تازه اگر راست می گویند یک نمونه از آن مستهجن ها را بگویند ...تا لا اقل ما هم بدانیم!!!! ....  در ضمن باور کنید اشعار عاشقانه میر نوروز از حافظ و سعدی سالم تر است !!! .... این دوستان ردیف ها و گاهی قافیه های مولوی عارف نامی ایران زمین  را هم  ندیده اند، که انگ این جور مسائل را به میر نوروز می زنند ...  اگر این دوستان برخی از مقالات راجع به شاهد بازی  یا حتی برخی از آثار و اشعار سعدی را می خواندند می توانستند مرز مُستهجَن را از مُستهجِن تشخیص بدهند!! ... والله  تمام این حرف ها بغیر از مبارزه فرهنگی !!! و ضدیت با خُرده فرهنگ... و سیاست بازی هیچ چیز دیگر نیست ......  

 

 قرار است به کمک چند نخبه فرهنگی  همانند... آبادان در خوزستان و مهاباد در آذربایجان غربی که مستقل از مرکز دارای یک کانال محلی تلوزیون هستند ....لُرهای استان ایلام هم تقاضایی مبنی بر داشتن یک شبکه محلی به زبان خودشان بدهند، چون مردم دهلران این پتانسیل را دارند و حق دارند که از طرف دولت...این حق آشکار را برای خویش بدست بیاورند...گفتنی است در مناطق دهلران آبدانان دره شهر مهران هلیلان بدره موسیان بخشی از مردم شهر ایلام -  گویش مردم لُری  است که شامل (( لُری-لُری شوهانی لکی کردی پشتکوهی یا جنوبی )) ... ذکر کردن کُردهای پشتکوهی  به خاطر اشتراکات فراوان فرهنگی آنها با لُرها اعم از موسیقی ، شادی ها و عزا ها و می باشد...به گونه که بسیاری ازپیران آنها اشعار میرنوروز را از حفظند!!...........  

میرنوروز شخصیت منحصر به فردی در تاریخ فرهنگ و ادبیات لُری محسوب می شود ، که بنا به آنچه گفته شد بسیار مظلوم است .  زیرا او اهل استان ایلام است و هیچگاه از سوی ، فرهنگ شناسان بومی استان ایلام ، خصوصن مرکز نشینان ، مورد توجه قرار نگرفته است ، که اگر دهلران جزء ایلام است!!  باید حتمن گوشه چشمی از قلم به دستان مرکز نشین را به خود معطوف می نمود اما به گواه آرشیو مطبوعات و نشریات فرهنگی و دولتی در استان هیچگاه چنین اتفاقی نیفتاده است ، شاید یکی از دلایل ، موضع گیری های فرهنگی ، لُر ها در استان ایلام  در برابر مرکز نشینان، همین بی توجهی مسولان فرهنگی و خصوصن رسانه های فرهنگی به ویژه صدا و سیمای استان به فرهنگ لُری است ،... و دلیل دیگر حرکت های و جنبش های فرهنگی کُرد، در استان ایلام است.  که خیلی ها را در خود ذوب کرده است!! جالب این است که بدانیم همین استان ایلام کنونی که اسمش را از ....تمدن عیلام....باستان وام گرفته است !!. روزگاری بالغ بر 900 سال به صورت مستند ، قسمتی از لُرستان بوده و گاهی هم بعنوان مرکز لُرستان مطرح بوده است(( دوره والیان پشتکوه لُرستان)) ...چه شد که در طول 60 تا 70 سال گذشته ، شهر ایلام و استان کنونی در کشور به منطقه ای کُرد نشین ، تبدیل شده جریان بسیار پیچیده و پر رمز و رازی است ،  که قصد بنده پرداختن به این مقوله نیست ، هر چند مقاله ای در باره این موضوع نوشته ام،  که به گفته آقای ابراهیم خدایی اواسط تابستان، در سایت www.loor.irمنتشر خواهد شد........ 

 اما موضوع این پُست ....میر نوروز .....شاعر توانای دهلرانی است، او قدیمی ترین شاعر استان ایلام  است که در دوره ....صفویه می زیسته است و به زبان لُری و فارسی تسلط تام و تمام داشته است ، در ضمن داری بیشترین مخاطب در میان شاعران محلی سرای غرب کشور است، به گونه ای که ...مخاطبان شعر او ..... لُر ها و لک های در استان های =  لُرستان ایلام خوزستان کرمانشاه قسمت هایی از بختیاری قسمت هایی ازهمدان  -قسمت هایی از مرکزی  - قسمت هایی از اصفهان -  بخش هایی از ورامین .... و کُردهای پشتکوهی یا  جنوبی  خصوصن ساکنان ایلام و کرمانشاه   ...می باشد ،که شاید  بزرگترین گستره مخاطب برای یک شاعر محلی سرا باشد  ...هنوز شعر های میر ....بعنوان بهترین نمونه های شعر لُری ...نُقل محافل ادبی است و از نوار ها و کاست های قرن 21 پخش می شود!!!  این برای شاعری که قدمت بیش از 400سال دارد بسیار جالب و باور نکردنی است . ، ((به نظر خیلی از صاحب نظران زبان لُری، زبانی مستقل است ...دکتر کرم علیرضایی پُرکارترین پژوهش گر دهلرانی  در حال نگارش کتابی حجیم با  مضمون (( دستور زبان لُری است )) که شامل نگارش و ترجمه برخی متون به زبان لُری می باشد هرچند برخی پان فارسی ها -لُرها  را همان پارسی گوهای قدیم می دانند و پان کُردها هم آنها را از گروههای چهار گانه قوم کُرد می دانند)) ....برخی سال تولد میر نوروز  را 1133 ه.ق می دانند و برخی او را متولد 1073ه-ق  می دانند که قول دومی منطقی تر به نظر می رسد .چرا که میرنوروزنوه با دوواسطه ... عرب پسر احمد پسر شاهوردیخان دونسل یعنی حدود سی سال یا نهایتاً چهل سال می شود که اگر این مقدار را به  1006 اضافه کنید می شود 1046 که ما به این مقدار بیشتر هم اضافه کرده ایم !! وهمچنین  قراینی که در شعر اوست بیشتر مربوط به دوران شاه سلیمان اول صفوی است   : 

تن برهنه در بن غاری چو خفاش           بهتر است از دیدن روی قزلباش

غار خفاش در شمال شهر دهلران قرار دارد.

مگاویی دارم ده صد یه گوسالش کم             دِ  قرون شاه سلیمو می زنه دم

 تف دِ ری دس په تی ار کور شایی             چی قرون شاه سلیمو ناروایی

  در مورد منتسب بودن او به مناطق مختلف نیز اقوال متفاوتی هست ... برخی او را اهل جایدر لُرستان می دانند برخی اورا پلدختر ی و برخی آبدانانی می دانند ... اما واقعیت این است،که او در ابیاتی تمام این تردید ها را بر طرف کرده  و به دهلرانی بودن خود ...صحه گذاشته است :

منم میرنوروز میر کی دیلرونم                  چق و پوق پوس گو اومه و دومم

ای دلی سی دیلرو هی مزنی زار                    یه تونو یه دیلرو یه دینه یار

و...و...وهمین بس که او اهل سرزمین فرهنگی لُرستان است ... و همین کافی است...در دین و ایمان او همین بس که او زائر کربلا بوده است :

 دَر طلا، گنبد طلا، ایوان طلا ریز                   این همه زوّار می آیند ز تبریز

بشکنم این لشکر حرص و هوا را                    تا ببوسم خاک پاک کربلا را 

از او دیوانی بر جای مانده است که توسط استاد غضنفر امرایی گرد آوری شده است. در زیر قسمت هایی از شعر های میر نوروز را آورده ام ...که امیدوارم مورد توجه قرار بگیرد.

 قسمت هایی از مُفردات لُری با ترجمه فارسی         

 ای دله سی دیلُرو هی می زنی زار               یه تونو یه دیلُرو یه دین یــــار

ای دلی که برای دیدن دهلران و یار دهلرانی ملولی... اکنون ببین .

ایسه ذوق سیم نه مَه نَه شوقم نشیسه             زِه بُریس تیرم ده صد جا هم شِکیس

دیگر ذوق شوقی برایم نمانده همانند تیر اندازی که زهش بریده و تیرش هم شکسته باشد                 

 اوسنو بخت بلنگ بی دستگیرم              گِره زمی ، می گوشِیس و نوک تیرم

زمانی بخت بلندی داشتم که اگر گرهی در کارم می افتاد به راحتی باز می شد             

 اوسه که سره کَلُوم وا تو دراومَه              هی عرخ پاک می کردی و پر جومَه

 آن موقعی که برای اولین بار تو را دیدم ،  عرق شرم و حیا  بر پیشانی ات نشست            

ئیی خدا وت بئی یه ، یه اقبال خویی          سای کولا ، گُپ نئو ، کمچئه دویی

خدا اقبال بلندی به آدم بدهد مگر آدم چه می خواهد سایه کولایی(1) و کمی نان و دوغ! 

 بخته کم ده ش کی کیو، جیلا تنیشه            باد غم ورکرد ه ده هفت جا بُریشه

بخت من با نخ سیاه دوخته شده است ، وآنقدر بداقبالم که این نخ را باد غم انگیزی! از هفت جا بریده است.                

بیا ریمو وه دیــــار دیلرو پیر                  خره تیشکو، ماز گورو ، چشمه قیر

بیا تا برویم به دهلران این کهنه شهر قدیمی ، برویم خره تیشکو، ماز گورو ، چشمه قیر (2)

تو گوتی که من و تو پیرو مُریدیم            یه چه سَه تَمی بیه ، ده یک بُریدیم

     مگر تونگفتی که من و تو پیرو یک مریدیم  چه شد که حالا از هم بریده ایم                 

حکیمونه درد مه خیلی گرونه                  داریی درد دلم دی هجرونه

 حکیمانه یا ویزیت این دردی که دارم خیلی گران است و داروی آن هجران و دوری از یار است

دله کَم ، بی مونس نسار الوند            برف کُهنش و جا بی نئو ده سرش ون

دلم هوای سایه سار کوه الوند را دارد کوهی که هیچگاه برفش آب نمی شود                 

  غم اوما گوشه دلم کرده اجاره                وه هر جا ریی می کنم آبایی ناره

غم گوشه ای از قلبم را اجاره کرده طوری که هر جا می روم آرام و قرار ندارد  

  سیمره لق می زنه ، کَوَر مغاره                دوسکم دو خُرماوه خرجی نداره

سیمره خروشان است و کور کوه دست نیافتنی، چه کنم که یار خر آبادی ام چیزی برای خرج کردن ندارد

هر حکیمی به کنه هلاج دردم            جون شیری وش می یم آزا بگردم

هر طبیبی دردم را درمان کند جانم را به او می دهم تا سلامتی ام را بدست بیاورم!

یا چنو سیلم بکو تیت بشینم                   یا چنو بی مهری کو ریته نوینم

یا طوری مرا بنگر که عاشقان می نگرند یا آنقدر بی مهری باش تا بی خیال عشقت شوم

هر دوسی دو وعده جا ، گُت او نیوما            ترک دوسیش بکنی والله حرومَه

هر یاری وعده ای گذاشت و  وفا نکرد ، دوستی با او حرام است.               

    مردمونی زن خوو بهار مَرده                 زن گَن چی زمسو همیشه سَرده

ای مردم بدانید که زن خوب همانند بهار است،  اما زن بد همانند زمستان سرد است

مه ده چلّه بیم که غم پرسی حوالم           چَن جویی شادی نگشته ده خیالم

هنوز چله عزیزم تمام نشده بود که بازهم غم احوال پرسم شد!! چند وقت است به اندازه یک دانه جو شاد نبوده ام

 1-     در زبان لُری به سایه بانی که با نی و شاخ و برگ درختان درست می کنند کولا می گویند

2-     خره تیشکو ، ماز گورو و چشمه قیر نام محل هایی در دهلران است 

 

یک شعر فارسی  به نام : پند نامه باستانی        

 یاوران از ظلم این گــردون غدّار               این کهن زال غلط بخش فسونکار 

  وقته(1) دهر از آتشم گردد پر از شـــور          پای بر هستی نهم مانندمنصور

  مردمان از خون مرغی مضطرب حال           برّه ی قـــــربانی او رستـــم زال 

 سرنگون باد این سپهر پست بد کیش           هر که خورد از نوش او آخرخورد نیش 

 کو کیومرث و کجا تاج و کلاهش                 شوکت جمشید کو ، کو تخت گاهش  

کو جم و کو جام وکو بزم و کجا می             کــــو کلاه کیقبــــاد و افســر کی  

     کــــو فریدون ،کو فرّ ملک کیانی               صـــاحب گرز و درفش کاویــــانی

شد کجا آن فّر و بخت شاه کاووس     قوشنی (2) چون گیو و چون گودرز و چون توس  

 آن هـــمه اسباب را بـــاد فنا برد         کس چه می داند  که صاحبشان کجا مُرد   

 ای خــراب آباد آخر هم خـــرابی       زاهـــدی هـــم قاتــل افراسیــــابی

زال کو ، کو آن همه دستان دستان       کـــهنه زالـــش چون بُرید آخر زپستان         

کـــو یلی که قاتل دیو سفیــد بی (3)      آخــــر از دنیا برفت و نا امیــــد بی     

 شـــمه ای از هیبت گرز گـــرانش      جنــــگ دیو و جنگل مازنـــدرانـــش  

قاتـــل دیو سفید از خــــلق بی بیم        تــــاج بخش و باج گیر هفــــت اقلیم     

 عاقبت رخش اجل در چَه نهـــادش         چون شغادی خرمن جان زد به آتــش  

 رو بگیـــــر از مردی مردان شعاری        مــــادران دوران نزاداسفنـــدیاری   

 آن تن رویین تن رویین شکن کو       شش منی شمشیر و گُرز هفت من کو   

 آن بر و گوپال و کتف و یال و تن کو      هفت خوان بر فاتح چین و ختن کو   

  شوکت و فّر و شکوه بهمنــــی کو        آن همـــه مایی کجا رفت آن منی کو 

 با همـــه  دارنـــده و نــــادار و دارا    مــــی نکرده این جهان هرگز مُـدارا     

  کو سکندر آنکه سّدش تا قیــــامت           می کند دفع از بنــــی آدم علامت

کو کسی کزبحر و بّر برداشتی باج        تاج و تختش هی(4)  کجا کی رت وَه تاراج   

کو کجا بهرام گور و کو سمندش           کو سخاوت کو شجاعت کو کمندش    

گور کَن بر گور او آخر نزد خشــت       گشت گم اندر صــف گوران آن دشت

شد کجا شاهی که شاهی در سرش بی     خسروی که کار گل کن قیصرش بی 

کو کجا نوشیروان ، کو عدل و دادش       بانگ مرغ ظالمی بُردی زیادش    

عادلی که سی (5) عجوز کج نهادی      طـاق کســــرا از عدالت کج نهادی!     

 ظالــم عادل کش  کسرا شکن داد        ظالمی بین،  عادلان را داد بر باد    

زین زمانه رمزی از هرمز مرا بس     چون کشیدش سُرمه حسرت به نرگس        

 بـــی وفا دنیا اگر بودش وفایــی          بود با پـــرویز و شیرینـــش بقایی 

 چون مداین این جهان اندر حسابش         صد چو شاپور فلک اندر رکابش  

 این عروس دهر چون شیرین به کامش     ابلق اقبال چون شبدیز رامش    

  باربد آسا زدی بر پـــایه تخت          همچو شاپور فلک بر در گه بخت 

 خسروی که خسروان دادند خراجش    می گرفت باج از عروس دهر، تاجش 

  آنچنان کردش فلک بی بال و بی پر    پشم و مخمل بر تنش چون نیش خنجر

گنج باد آورد ، باد آورد هم بُرد          رفت شاپور و نکیسا ، باربد مُرد

 1-     وقته = وقت است

 2-     قوشنی :  یعنی قشون ،گروه ، دسته، سپاه در گویش لُری نحو این کلمه متفاوت است

!!3-     بی :  بود ...4-     هی : با سکون و تلفظ خاص حرف (ی) در زبان لُری که در فارسی معادل ندارد به معنی =هست..5-     سی : در زبان لُری به معنای = برای

 نویسنده : حیدر میرانی 

  نظرات ()
مطالب اخیر در انتخابات شرکت می کنم شما هم شرکت کنید... دکتر ناصر همتی شاعری از دیار غربت!! راه اندازی سایت لریا و ایران شعر فاطمه مقدم شاعر توانای دره شهری مهرشاد شیخ محمدی...شاعر توانای دره شهری... محسن زارعی شاعر ایلامی ... قرتی بازی در نقد ادبی یا نقد سیدعلی میرافضلی! مصاحبه با نشریه کتاب هفته تهران ... 22 مرداد 1390 قدرت ملکی شاعر قدرتمند دهلرانی!! بعد از 13 سال مجموعه شعرم ...فالگیر ...منتشر شد
دوستان من سایت مقام معظم رهبری پايگاه اطلاع رساني امام خميني (ره) پایگاه اطلاع رسانی دولت سایت ریاست جمهوری پایگاه فرهنگی قوم لر((لوریا)) نيازمندي ها موسسه تنظیم و نشرآثار امام خمینی سايت رئیس تشخیص مصلحت صندوق حمايت از پژوهشگران پروتال خدمات الکترونیکی ایران ورزش ایرانی سازمان بسیج مستضعفان تابناک سایت اطلاع رسانی فرش ایران شرکت سهامی فرش بسیج دهلران کتابخانه ملی و سازمان اسناد نشریه اینترنتی قوم لر خانه کتاب فرهنگستان هنر فرهنگستان زبان و ادب فارسی جشنواره شعر فجر وزارت ارشاد دهلران امروز حسن باویر مترجم گوگل تاریخ لرستان-کامران دالوند فراخوان جشنواره هاي ادبي مركز ملي فرش ايران مقاله ام در انجمن سوئدي ها حسن خسرو آبادی زاگرس استوري کانون امام حسین(ع) چوار شعر بنده در سایت «سوشلیغا» آنات (( سایت تخصصی شعر کوتاه )) آی تی ایران مترجم پارس تبدیل تاریخ سازمان هواشناسی کشور سازمان تأمین اجتماعی سایت بانک اطلاعاتی ایلام آشپزی ایرانی رایانه کمک تم ديزاينر پرتال زیگور طراح قالب