مدیر وبلاگ
تماس با من
پروفایل من
      شعر ایلام (هرگونه برداشت از این وبلاگ بدون اطلاع نویسنده و صاحبان آثار پیگرد قانونی دارد.)

محسن زارعی شاعر ایلامی ...

 به نام دوست

دو مطلب دارم ..1- من به این عشق می نویسم  2- معرفی شاعر توانمند ایلامی جناب آقای محسن زارعی

 متإسفانه باخبر شدیم نویسنده وبلاگ نه چندان وزین!! ...ابن محمود ... کسی نیست جز جناب آقای سید علی میر افضلی ...داور نه چندان محترم جشنواره شعر فجر امسال، که با گاف های زیادی که در انشاء و دست نوشته هایشان وجود دارد ...و نویسنده چندین کتاب و مقاله هستند و خیلی ها به او می گویند دکتر سید علی میر افضلی...و... این نیز بگذرد!!

ارتباط تنگا تنگ آقای میر افضلی با جناب صفر بیگی موقعی معلوم شد که فهمیدم قرار است آقای میر افضلی بر آخرین کتاب آقای صفر بیگی مقدمه بنویسد!!   شایدحلقه های مفقود شده توطئه دوستان کاشانی و ایلامی و کرمانی علیه بنده همین جا مشخص می شود ...با این مقدمه معلوم می شود بین آقای صفر بیگی و میر افضلی بده بستان هایی وجود دارد( حداقل دوستی این دو نفر را نشان می دهد) ...آخر یکی نیست به این آقای صفر بیگی بگوید ...استان ایلام شاعرانی...چون دکتر یاسمی کاکایی ظاهر سارایی و بهروز سپید نامه دارد...آیا اینها نمی توانستند بر کتاب شما مقدمه بنویسند! آنهم بر کتاب چندمین تان!! ....خب حتمن این وسط بده بستان هایی وجود دارد!! که بنده خدا میرانی بی اطلاع است!!!

مشکل تنها... آقای دکتر سید علی میر افضلی نیست که قبل از ایشان هم شاهد حضور داورانی بوده ایم که صدها بار بد تر از آقای میر افضلی بوده اند.. آخر در بین تصمیم گیران ادبیات کسانی دیده می شوند که حتی یک بیت یا جمله معروف ندارند! که بگوییم حداقل فلان سخن نغز را آنجا تلاوت کرده اند! دوره های ریاست جمهوری آقایان خاتمی و احمدی نژاد دوران نشیب ادبیات کشورمان هستند ...چون در این دوران آفت هایی ظهور کرده اند که باغ ادبیات را مسموم کرده اند ...تصمیم گیران مخصوصن وزیر ارشاد کشور  مدیریت خوبی نداشته است ... مطمئن هستم سالها بعد، این دوران را به دوران ...سالهای سیاه ادبی و هنری ..نام گذاری خواهند کرد ... امیدوارم در چند سال آینده با تغییر ریاست جمهوری ونمایندگان مجلس سیاست های ادبی و هنری کشور  تغییر کند و تصمیم گیران فعلی هم تغییر کنند، تا ادبیات کشور عزیزمان نفس راحتی بکشد! امیدوارم مردم با حضور پای صندوق های رأی به چنین تغییری کمک کنند ...چون واقعن برخی ها شورش را در آورده اند!یکی از این مسئولان بعد از این که به داوری در جشنواره شعر فجر اعتراض کردم ... گفتند کتابتان را برای من بفرستید تا بدهم چند نفر نقدش کنند...(( یک لحظه با خودم فکر کردم مگه کتاب من نسیه است!!!)) نگو حضرات منتقد ما کسانی نیستند جز آقای میر افضلی که پیشاپیش قرتی بازی در ادبیات و نقدرا شروع کرده اند!همین مسئول محترم فرمودند شما به چه دل خوشی 8 سال در وبلاگ شعر ایلام مطلب نوشته ای !! آخر چه کسی به این وبلاگ !! توجه می کند ... در جوابشان گفتم ...غیر از اساتید بنده دکتر یاسمی و کاکایی ... که خودشان معروفند ...هرکسی را اینجا معرفی کردیم ، مدتی بعد مورد توجه محافل ادبی استان و کشور قرار گرفته است ...برای این حرفمان مدرک داریم...دلیلش تعداد زیاد مخاطب نیست ...چون ماهیانه 1500 بازدید عدد مطلوبی نیست ...دلیلش کیفیت آدم هایی است که به این وبلاگ سر می زنند!! ما از چند کشور خارجی هم مخاطب داریم ...و این برای وبلاگ شعر ایلام کافی است !!گفتم بنده دلایل زیادی برای نوشتن در شعر ایلام دارم ... به این خاطر می نویسم... اصل مطالب زیر متعلق به شخص بنده است که خیلی از آنها را قبلن در پیامک هاتان خوانده اید! چند ورژن جدید هم دارم!! 

 به عشق اون دلی که هزار بار شکست ولی هنوزم شکستن بلد نیست ...می نویسم به عشق مداد پاک کن که به خاطر اشتباه دیگران خودشو کوچیک میکنه... می نویسم به عشق اونایی که تو اوج سختی ها و مشکلات به جای اینکه تَرکمون کنن درکمون می کنن ...می نویسم به عشق اونایی که درد دل همه رو گوش میدن اما معلوم نیس خودشون کجا درد دل میکنن ... می نویسم  به عشق اونی که باخت تا رفیقش برنده باشه ... می نویسم به عشق کسی که هنوز دوسش داری ولی دیگه مال تو نیست... می نویسم به عشق همه اونایی که خطشون اعتباریه ولی معرفتشون دائمیه! می نویسمبه عشق اونایی که به پدر و مادرشون احترام میذارن و میدونن تو خونه ای که بزرگترها کوچک شوند؛ کوچکترها هرگز بزرگ نمیشوند ... می نویسم به عشق کسی که دید بغلیش تو تاکسی پول نداره ، به راننده گفت : پول خورد ندارم مال همه رو حساب کن! می نویسم به عشق بیل! که هرچ‌قدر بره تو خاک، بازم برّاق‌تر می‌شه ... می نویسمبه عشق اونی که بیکسه، ولی ناکس نیست ... می نویسم به عشق سیم خاردار! که پشت و رو نداره ... می نویسم به عشق حلقه های زنجیر که زیر برف و بارون میمونن زنگ میزنن ولی هم دیگه رو ول نمیکنن ... می نویسم به عشق او نایی که مثل گل آفتاب گردانی که شبها سرشو رو پایین می اندازه؟ تا ستاره ها چشمک نزنن چون نمی خواد به خورشید خیانت کنه! می نویسم به عشق اون دختری که حاضره زیر بارون خیس بشه ولی‌سوار ماشین هیچ پسره نامردی نشه ... می نویسم به عشق کسی که وقتی بردم گفت :اون رفیق منه وقتی باختم گفت :من رفیقتم ... می نویسم به عشق کسی که وقتی بهش زنگ میزنی و خوابه واسه اینکه دلت رو نشکنه میگه: خوب شد زنگ زدی؛ باید بیدار می شدم می نویسم به عشق‌ اون بچه‌ای که شیمی‌درمانی کرده همه ی موهاش ریخته ، به باباش میگه بابا من الان شدم مثل رونالدو یا روبرتو کارلوس؟باباش میگه قربونت برم از همه شونخوش تیپ تری ... می نویسم به عشق دریا که همه با لبش خاطره دارن ! می نویسم به عشق همه اوونایی که دلشون از یکی دیگه گرفته ولی برای اینکه خودشون رو آروم کنن میگن بخاطر غروبه... می نویسم به عشق اونایی که اگه صد لایه ایزوگامشون هم بکنن بازم معرفت ازشون چیکه میکنه ... می نویسم به عشق پسر بچه های قدیم که پشت لب شونو با ذغال سیاه می کردن ، که شبیه باباهاشون بشن نه مثل جوونای امروز که ابروهاشونو نازک می کنن که شبیه ماماناشون بشن ! می نویسم به عشق کسیکه تو خیالمونه ولی بیخیالمونه ... می نویسم به عشق دوست خوبی که مثل خط سفید وسط جاده است ، تکه تکه میشه ، ولی بازم پا به پات میاد ... می نویسم به عشق پدری که لباس خاکی و کثیف میپوشه، میره کارگری برای سیر کردن شکم بچه اش،اما بچه اش خجالت میکشه ، به دوستاش بگه که این پدرمه ... می نویسم به عشق نوشابه که خانواده داره و خیلی ها همینش هم ندارن ! می نویسمبه عشق سندباد که کل دنیا رو با یه شلوار کُردی دور زد ... می نویسم به عشق سرنوشت که نمی‌شه اونو از سر نوشت ... می نویسم به عشق اون رفتگری که تو این هوای سرد و وانفسای بی عدالتی داره به عشق زن و بچه اش کوچه و خیابون رو جارو میزنه که یه لقمه نون حلال در بیاره ... می نویسم به عشق اون کارگری که از افتضاح اختلاس 3000 میلیارد تومانی خبر داره اما باز اول صبح بچه شو میبوسه و برای ماهی 300 هزار تومان پول حلال میره سر کار و جون می کنه... می نویسم به عشق همه ی اونایی که مارو همین جوری که هستیم دوست دارن ... می نویسم به عشق دوست نازنینی که گفت: قبر منو خیلی بزرگ بسازین... چون دارم یه دنیا آرزو با خودم به گور میبرم! می نویسم

  معرفی شاعر توانمند ایلامی جناب آقای محسن زارعی..

آپلود سنتر عکس رایگان

در یک جلسه نقد او را دیدم ... در جلسه نقد کارهای سعید بیابانکی که با حضور جناب آقای موسوی گرمارودی و دکتر یاسمی بود ...پایان جلسه به هم رسیدیم ...اسمش ...محسن زارعی تاریخ تولد 5/12/1363 محل تولد شهر ایلام مدرکش کارشناسی مهندسی شیمی.و دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت تحول ... سبک کاری اش کلاسیک و سپید ... اوکارمند دانشگاه شهید رجایی تهران است که در پاسخ سوال کتاب های مورد علاقه شما چیست؟ می گوید : هزاران کتاب را دوست دارم ...مجرد است و عنواین او در شعر منحصرند به : سه دوره برگزیده جشنواره استانی شعر دفاع مقدس( با این ناداوری های موجود در ادبیات کشور خیلی هم عجیب نیست که تا کنون عنوان کشوری نداشته است!)  خودش می گوید ...چند سالیست که شعر می نویسم از کودکی اهل نوشتن بودم اما شاید در سه سال اخیر بصورت حرفه ای در زمینه سپید و رباعی و شعر کُردی فعالیت دارم و با روزنامه های جام جم، اطلاعات، ایران وجوان امروز و نیز نشریات محلی مثل راه فردا ، پیک ایلام و ...همکاری داشته ام در جواب سوال سوابق شغلی می گوید : قبلا به قول خواجه: هنر نمی خرد ایام و جز اینم نیست/کجا روم به تجارت بدین کساد متاع حالا هم می گذرانیم ...در ادامه می گوید تمام شاعران قدیم را دوست دارم هرچند با نظامی-سعدی و حافظ بیش از بیست سال زندگی کرده ام از شاعران جدید هم به خیلی ها ارادت دارم به تمام نیمایی سرایان و کلاسیک ها .سپید هم شاملو .شمس لنگرودی .گروس عبدالملکیان ... می گوید سوم ابتدایی بودم که داستان رستم وسهراب با نثری ساده مرا دنبال خود کشاند و یادم هست که اشکی کودکانه امان نمی داد ...سطر های آخرش را خوب نمی توانستم بخوانم چهارم ابتدایی بودم !!که غزل «ای ساربان...» سعدی مطلع خواندن و حفظ کردن هرشعر زیبایی بود که می یافتم والبته صدای شجریان هم در خانه ی ما بلند بود، سال دوم دبیرستان ظاهر سارایی شعرحافظ کتاب درسی را برای جلسه آینده از حفظ می خواست و من آن لحظه دیوان حافظ را از برداشتم! برای کنکور ریاضی می خواندم که ادبیات بیشتر برنامه ام را پر کرده بود! آن روزها بیشتر فروغ،منزوی،اخوان،سایه وسهراب وهرکتاب دانشگاه را در کنار مطالعه ی چند کتاب از ادبیات ایران وجهان مطالعه میکردم! حالا که می نگرم شعرهمیشه و درهمه احوال یار من بوده و فقط با زبان او آنگونه حرف میزنم که دلم می خواهد ومعتقدم کسی که اهل ادبیات نیست، فقرش نیاز به ترحم دارد وحالا هم شعر پنجره ی اتاق تنهایی من است! که بسوی عشق باز است در پاسخ سوالم در خصوص توجه مسئولان به شهرستانهای استان می گوید : راستش در دو سه سال اخیر که من در جریان بودم مثلن امسال با توجه به عدم اختصاص بودجه از سوی ارشاد به حوزه ی شعر حتی در خود مرکز ایلام هم انجمن شعر ارشاد با مشکل مواجه بود و شاهد تلاشی دراین زمینه نبوده ایم! اما فعالیت های حوزه هنری در قالب چاپ کتاب با توجه به بضاعت مالی کمتر حوزه نسبت به جایی مثل ارشاد قابل قدر دانی است و با مدیریت یک هنرمند مثل محمدعلی قاسمی شاهد تحولی در حوزه شعر ایلام هم در زمینه شعرفارسی و هم شعر کردی بوده ایم که امیدواریم این روند ادامه داشته باشد.

 ( به زارعی نگفتم که محمد علی قاسمی حاضر نشد 50 جلد از کتاب فالگیر من را بخرد اما شعرهای دیگران را بدون کوچکترین هزینه ای چاپ می کند و بازهم به زارعی نگفتم که امثال همین آقای قاسمی ...رحمتی و گوهر سودی و جلیل صفر بیگی ها هستند که نمی گذارند دیگران هم رشد کنند، همین ها هستند که با تقسیم غنائم جشنواره ها و به دست داشتن تریبون های رسمی تا چند سال پیش که اینترنت اینقدر رواج نداشت صدا ها را در گلو خفه می کردند)

  او شاعر فوق العاده ایست چون شعرهای فوق العاده قشنگی دارد ...سادگی مضمون و به دور بودن از لایه های ابهام در شعر امروز و معاصر بودن دایره واژگانی از مشخصه های بارز شعر این شاعر خوب است ... اشاعه رباعی در استان ایلام  تأثیری است که شاعر کرمانشاهی بیژن ارژن بر شاعران گذاشت .. و هم اکنون در استان ایلام تمام شاعران جوان و کلاسیک کار همه رباعی های خوبی دارند ...اینکه فلانی در جایی گفته من رباعی نوین را در ایلام و ایران !!!! جا انداخته ام یک تصور غلط است!  چون در دهه هفتاد رباعی های بیژن ارژن در منطقه غرب کشور و سپس در سراسر کشور طرفداران زیادی پیدا کرده بود و هم اکنون خیلی از منتقدان ادبیات معاصر آقای ارژن را بعنوان مروج رباعی نوین در کشور می شناسند! همان سالها رباعی من ماندم حلقه طنابی در مشت مثل بمب ترکید! و همه آن را از حفظ بودند! جدیدن برخی ها خود را پدر رباعی نوین می پندارند ... برخی از حضرات  با کپی برداری از شعر همین جوان ها شاعر شده اند! منظورم دقیقن محسن زارعی نیست بلکه ما جوان های زیادی داریم که از سال ها پیش رباعی را به خوبی کار می کردند ... و زارعی هم یکی از نمونه های خوب است. به هر حال محسن چون آدم خوشبینی است خیلی از نا بخردی های ارشاد ایلام را پای بی اعتباری و نداشتن پول می گذارد اما اگر توجهی به بودجه های سال گذشته ارشاد ایلام و نحوه خرجشان کند شاید این حرف ها را نگوید! او آدم مهربان و ساده ای ایست و می گوید: تاثیر طبیعت و جغرافیای محل زندگی در شکل گیری فرهنگ شخصیت و تمایلات افراد آن خطه انکار نشدنی است ایلامی باشی حتما هنرمند هم هستی-عروس زاگرس مارا عاشق بارآورد و عشق روح هنر است جسمش را تو نسوزان.یاعلی

  چند رباعی و یک سپید..به انتخاب خودش ...

 1-

 شاید که گناه چشم هایت باشد

 زندان دلم اگر که جایت باشد

 در من قدم آهسته بزن می ترسم

 یک درد عمیق زیر پایت باشد

 2-

 هرچند شبیه چشم تو دلگیرم

 پاییز تکیده از درختی پیرم

 حس می کنم از بهار سهمی دارم

 هر لحظه که دستان تو را می گیرم!

 

3- 

بر دار جدایی همه حلق آویزند

 باآنکه ز شوق وصل تو لبریزند

 پاییز کجاست؟! آرزوهای منند

 در هیئت برگ بر زمین می ریزند

4- 

با داغ شکفته اند از خون تنم!

 گل های نشسته بر تن پیرهنم! 

آن ابر سیاهی که نبارید تویی

 این شاخه ی احساس که خشکید منم!

 

5-

 هرچند که با مرگ معاصر هستیم

 آسوده نخوابی که مسافر هستیم

 این شهر به مرداب شباهت دارد

 ما هم دو پرنده ی مهاجر هستیم!

6-

 اینگونه که درعشق مسافرهستی

 دلواپسیِ هرشب شاعر هستی

 زیبا و پریشان و خیال انگیزی

 گلچین غزل های معاصر هستی

 7-

 هر شب که به روزگار بر می گردیم

 با روح و تن شکار بر می گردیم

 اینقدر به آینده ی این شهر نکوش

 من مطمئنم به غار بر می گردیم

 8-

 با دست هایم می شود

 آتش سوزی جنگل ها را خاموش کرد

 وابرهای جهان

 "دوستت دارم"هایی هستند

 که هنگام قدم زدن روزهای یخ زده ی این شهر

 به تومی گویم

 اسکیمویی هستم گمشده

 در خیابانی بر دامنه های زاگرس

 اسکیمویی با خانه ای سنگی در برف های تنت

  

 

...

نویسنده : مدیر وبلاگ ساعت ۸:٠٩ ‎ب.ظ :: جمعه ٢۸ بهمن ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران()   لینک


مطالب اخیر در انتخابات شرکت می کنم شما هم شرکت کنید... دکتر ناصر همتی شاعری از دیار غربت!! راه اندازی سایت لریا و ایران شعر فاطمه مقدم شاعر توانای دره شهری مهرشاد شیخ محمدی...شاعر توانای دره شهری... محسن زارعی شاعر ایلامی ... قرتی بازی در نقد ادبی یا نقد سیدعلی میرافضلی! مصاحبه با نشریه کتاب هفته تهران ... 22 مرداد 1390 قدرت ملکی شاعر قدرتمند دهلرانی!! بعد از 13 سال مجموعه شعرم ...فالگیر ...منتشر شد
دوستان من سایت مقام معظم رهبری پايگاه اطلاع رساني امام خميني (ره) پایگاه اطلاع رسانی دولت سایت ریاست جمهوری پایگاه فرهنگی قوم لر((لوریا)) نيازمندي ها موسسه تنظیم و نشرآثار امام خمینی سايت رئیس تشخیص مصلحت صندوق حمايت از پژوهشگران پروتال خدمات الکترونیکی ایران ورزش ایرانی سازمان بسیج مستضعفان تابناک سایت اطلاع رسانی فرش ایران شرکت سهامی فرش بسیج دهلران کتابخانه ملی و سازمان اسناد نشریه اینترنتی قوم لر خانه کتاب فرهنگستان هنر فرهنگستان زبان و ادب فارسی جشنواره شعر فجر وزارت ارشاد دهلران امروز حسن باویر مترجم گوگل تاریخ لرستان-کامران دالوند فراخوان جشنواره هاي ادبي مركز ملي فرش ايران مقاله ام در انجمن سوئدي ها حسن خسرو آبادی زاگرس استوري کانون امام حسین(ع) چوار شعر بنده در سایت «سوشلیغا» آنات (( سایت تخصصی شعر کوتاه )) آی تی ایران مترجم پارس تبدیل تاریخ سازمان هواشناسی کشور سازمان تأمین اجتماعی سایت بانک اطلاعاتی ایلام آشپزی ایرانی رایانه کمک تم ديزاينر پرتال زیگور طراح قالب