مدیر وبلاگ
تماس با من
پروفایل من
      شعر ایلام (هرگونه برداشت از این وبلاگ بدون اطلاع نویسنده و صاحبان آثار پیگرد قانونی دارد.)

کیو مرث مرادی....

بنام دوست

Image hosting by TinyPic

 کیومرث مرادی در جشنواره شعر ایلام

 

با سلام خدمت دوستان وگلایه از عزیزانی که ...فراموشکارند ....من هنوز منتظر ....کارهای آقای رستم پور ...اسد الله سبزی....خانم ها زنبق و شقایق سلیمان نژاد ...و...و...سایر دوستان هم استانی هستم ...

شما می توانید ۶ کار به انتخاب خودتان  به همراه  یک بیوگرافی کاری ویک عکس دیجیتالی... به ایمیل        mirani542000@yahoo.com     ارسال کنید ...لطف کنید کارهایتان با فرمت ورد   word  باشد.... بعدن ما را متهم نکنید که چرا شاعران دهلرانی را زود تر از بقیه معرفی کردید ....چون این عزیزان ...کارهایشان را زود تر فرستاداند....

 

شاعری که این بار به سراغش رفته ام ....کیومرث مرادی ....شاعر توانای دهلرانی است... او متولد ۱۰/۲/۵۱  دارای مدرک کارشناسی ...زبان و ادبیات فارسی است ....۱۵ سال است که شعر کار می کند...ودر همه قالب ها کار کرده ...البته در زمینه های نمایشنامه نویسی ....داستان ...خوشنویسی نیز فعال است ....او هم اکنون کارشناس امور هنری اداره ارشاد واسلامی شهرستان دهلران است ....متأهل است ...و دختری دارد به نام غزل....

 

چند کار تقدیم به دوستان

۱-

 

من از جنس خاکم تو مثل نسیم

کمی آن طرف تر به هم میرسیم

 

یقین کار دیوار یا جاده است

گره در نگاه من افتاده است

وگرنه اگر کار دیوار نیست

مسیر نگاه تو با من یکی است

 

چه باید به جاده به دیوار گفت؟

به این خشت های تلنبار گفت؟

 

جدایی ، مسافت ، همین امتداد

چه فرهادها که، به کشتن نداد

 

زمانی که لطفی به چشم تو نیست

چه فرق است بین برو یا با یست

نه مانده است امیدی به دیدارها

نه دست لجوجی به دیوارها

 

منم با نگاهی که صد بار دوخت

وخشتی که حالش به حالم نسوخت

 

 

 

 

 

 

۲-

 

امشب از دوش پریشان شده تر می آید

مست و آشفته وویران شده تر می آید

چشم هایش همه در خلسه شناور شده اند

یک زیک مست تروشعله پران تر شده اند

خیمه در قریه ی فرهاد نشین ها زده است

طعنه برمستی دل داده ترین ها زده است

می رسد سرکش وآشفته و در باد رها

می رسد مثل غزالان چمن های خدا

می شود پیش همه از همه کس خوب ترین

آن پری زاد پریشان پرآشوب ترین

می شود زلزله در کوچه ی بن بست ترین

می زند رعشه براندام من مست ترین

عاقبت زلزله شد بر من و ویرانم کرد

وزسردر گمی خویش گریزانم کرد

خیمه زد در دلم و کار به جنجال کشید

چشم چرخاندو زمین روی سرم بال کشید

 

 

 

۳-

 

 

 

 

به دست باد سپرده تمام دنیایش

خمیده قامت ناز بلند بالایش

تمام زندگی اش را به شعر خواهد گفت

هوای ابری و بارانی تماشایش

نه می پذیرد پایان شبانه ی تلخش

نه مانده است امیدی به صبح فردایش

تمام آنچه کشیده است کار سارا بود

دقیق کار وی و کار ماجراهایش

که برده بود ز یادش تمام عشقش را

تمام عاشقی و دوست دار شب هایش

به یاد معشوقش ترک کرد درسش را

چه سبز مانده و خالی کلاس از جایش

خلاصه فردا یک نامه ای رسید از او

چه شاعرانه و پر سوز بود انشایش

به روی تخته سیاه کلاس بنویسید :

که او به خاطر آن رفت چون که سارایش ...

 

۴- و یک ترانه ....

... به خدا بی چش مستش دلم آروم نمی شه

دوس دارم بهش بگم عاشقشم روم نمی شه

تا به کی چشم به راهش بمونم جون بکنم

گوشه ای کز بکنم هی فال حافظ بزنم

شعر فالم همه اش آوخ و آهه به خدا

دلم از خواجه ی شیراز سیاهه به خدا

شعری از مستی چشماش بگودیگه بسه

جون اون شاخ نباتت که واست خیلی کسه

توی این چرخش تقدیر که بی رحمه عزیز

اگه در کم نکنی کی من و می فهمه عزیز

تو میای و خونه ها رو عشق بارون می کنی

عاشقای کوچه رو فت و فراوون می کنی

خودم و گم می کنم تشییع می شم رو دوش باد

وقتی ازراه می رسی زلف و پر یشون می کنی

خلوت عاشق و بر هم می زنی بااون نگات

هرشبه مجنون و از لیلی پشیمون می کنی

اگه امشب بدونی توی چشت چه شوریه

خود زچشما ی خودت هم شده پنهون می کنی

تو میای و خونه هارو عشق بارون می کنی

سنگ و از پی می کنی لال و غزل خون می کنی

ناز شستت مث توفانا می ری کالسکه چی

اگه امشب بگمت حالم خرابه واسه چی

قول قوله به کسی چیزی نگی کالسکه چی

این تویی واست می گم حالم خرابه واسه چی

تا به حال عاشق شدی عاشق چشمای کسی

هی به دنبالش بری اما به گردش نرسی

این که خوبه یه موقع پیش اومده خوابت نیاد

بزنی بیرون بری شب بشه مهتابت نیاد

چی بگم چی می دونی از دل دیوونه ی من

ازاین آتیشی که افتاده به کاشونه ی من

من خودم راهش دادم قایم باشک بازی بیاد

اگه اون دورا بره هیچکی سراغش نمیاد

هر چی امشب می کشم کار همون کو دکیه

کار قایم شدنا پشت اون آلونکیه

دیگه حالا واسه خود مثل پری زادی شده

توی قایم شدن و گم شدن استادی شده

اگه تا خونش بری هرشبه قربونت می شم

شونه ی یال پر یشون دو اسبونت می شم

 

اگه تاخونش بری کالسکه گردونت می شم

می بوسم دست پات و هر شبه ممنونت می شم

...

بده من کالسکه چی کالسکه رو من برونم

واسه من که عاشقم کالسکه روندن چیزی نیس

اون که بار غم دنیا رو به دوشش می کشه

واسه اون کالسکه با گرده کشوندن چیزی نیس ...

 

 

 

 

...

نویسنده : مدیر وبلاگ ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ :: دوشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٤
    پيام هاي ديگران()   لینک


مطالب اخیر در انتخابات شرکت می کنم شما هم شرکت کنید... دکتر ناصر همتی شاعری از دیار غربت!! راه اندازی سایت لریا و ایران شعر فاطمه مقدم شاعر توانای دره شهری مهرشاد شیخ محمدی...شاعر توانای دره شهری... محسن زارعی شاعر ایلامی ... قرتی بازی در نقد ادبی یا نقد سیدعلی میرافضلی! مصاحبه با نشریه کتاب هفته تهران ... 22 مرداد 1390 قدرت ملکی شاعر قدرتمند دهلرانی!! بعد از 13 سال مجموعه شعرم ...فالگیر ...منتشر شد
دوستان من سایت مقام معظم رهبری پايگاه اطلاع رساني امام خميني (ره) پایگاه اطلاع رسانی دولت سایت ریاست جمهوری پایگاه فرهنگی قوم لر((لوریا)) نيازمندي ها موسسه تنظیم و نشرآثار امام خمینی سايت رئیس تشخیص مصلحت صندوق حمايت از پژوهشگران پروتال خدمات الکترونیکی ایران ورزش ایرانی سازمان بسیج مستضعفان تابناک سایت اطلاع رسانی فرش ایران شرکت سهامی فرش بسیج دهلران کتابخانه ملی و سازمان اسناد نشریه اینترنتی قوم لر خانه کتاب فرهنگستان هنر فرهنگستان زبان و ادب فارسی جشنواره شعر فجر وزارت ارشاد دهلران امروز حسن باویر مترجم گوگل تاریخ لرستان-کامران دالوند فراخوان جشنواره هاي ادبي مركز ملي فرش ايران مقاله ام در انجمن سوئدي ها حسن خسرو آبادی زاگرس استوري کانون امام حسین(ع) چوار شعر بنده در سایت «سوشلیغا» آنات (( سایت تخصصی شعر کوتاه )) آی تی ایران مترجم پارس تبدیل تاریخ سازمان هواشناسی کشور سازمان تأمین اجتماعی سایت بانک اطلاعاتی ایلام آشپزی ایرانی رایانه کمک تم ديزاينر پرتال زیگور طراح قالب