معصومه شيخ مرادی...

به نام دوست <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

با سلام خدمت دوستان...  پست این بار را با یه مقدمه کوتاه شروع می کنم.

بعضی ها اعتقاد دارند که شعر کلاسیک تمام شده است... اما غزل سرایان زیادی سراغ دارم که کارهایشان این نظریه احمقانه را رد می کند ...درست است ... محدودیت وجود دارد ....و همین محدودیت است که شعر کلاسیک  را ورزیده کرده و بر  شیرینی و ملاحت این سبک افزوده است ... هنر جز کارهای سخت است و محدودیت های زیادی برای کارهای سخت وجود دارد!! ...اما چون محدودیت هایی دارد ... باید آن را رد کرد!! ...خب اگر این جور است ما خیلی چیزها را باید کنار بگذاریم....

این بار به سراغ یکی از شاعران جوان استان رفته ام ...خانم معصومه شیخ مرادی متولد بهمن سال 1361 که از شاعران خوب استان هستند، او ساکن شهر ایلام است و دانشجوی رشته کارشناسی ارشد... ریاضی کاربردی واحد تحقیقات تهران است  ....طبع روان و سادگی و به دور بودن از ابهام و سلیقه او در انتخاب واژه ها جالب توجه بوده وجز ویژگی های بارز این شاعر است 5 کار از وبلاگ این دوست با عنوان ...اسرین ... و آدرس وبلاگش  http://asrin136.blogfa.com\ انتخاب کرده ام ...و برای این دوست آرزوی روزهای خوب دارم.....

خوشبختانه توی آرشیو عکس های شاعران ...یه عکس از ایشون داشتم .

Free Image Hosting at allyoucanupload.com

Free Image Hosting at allyoucanupload.com

 

 

 

1-

دریای کوچکم شو که من هم پری شوم

آرام لای تاب و تبت بستری شوم

هی موج موج بال و پرم را ببوسی و

از بوسه ات بمیرم و خاکستری شوم

هی اشک می شوی که تنم سبز تر شود

من هم به دور روح تو نیلوفری شوم

انگشتر عقیق سلیمانی ات کجاست

تا من عروس خانه پیغمبری شوم

من با تمام حادثه ها دست می دهم

تا معدن طلای تو را مشتری شوم

 

2-

در من ترانه های قشنگی نشسته اند

انگار از نشستن بیهوده خسته اند

انگار سالهای زیادی است بی جهت

امید خود به این دل دیوانه بسته اند

از شور و مستی پدران گذشته مان

حالا به من رسیده و در من نشسته اند

من باز گیج می شوم از موج واژه ها

این بغض های تازه که در من نشسته اند

من گیج گیج گیج تو را شعر می پرم

اما تمام پنجره های تو بسته اند

 

3-

این را که خواستم بپذیری دل من است

این روزها بزرگ ترین مشکل من است

آتش زبانه می کشد و می خورد مرا

این آتشی که قاطی آب و گل من است

میسوزم از جنون تو هم بغض کرده ای

باور نمی کنم که برای دل من است

این شهر هولناک مرا غرق می کند

فهمیده ای فقط تن تو ساحل من است

حالا چرا تو ؟عشق که خسته نمی شود

من می روم که این هوس باطل من است

راحت بخواب مرد که خنجر نمی زند

این دل همین که می برمش قاتل من است

 

4-

بغضی نشسته در تو و شلاق می شود

حالا گرفته چشم تو را داغ می شود

حالا پری کوچک تنها که در من است

به آبهای گرم تو مشتاق می شود

استاد راه می رود و می رسد به عشق

موضوع بحث ، واژه عشاق می شود

بر پلک او دروغ پریدن گرفته و...

هی چشمهاش روشن و براق می شود

او گفت در تمام غزل های عاشقی

شاعر دچار صنعت اغراق می شود

می آید و جنون مرا پاره می کند

در تکه تکه های تو آواره می کند

استاد نیز بچه خوبی نبوده است

در ذهن شاعرانه من عاق می شود

 

  ۵-

خوابش پریدو بعد خودش را که بند کرد

پیش خودش صدای تورا هی بلند کرد

کم کم نشست توی رلی باب میل تو

خودرا که گریه بود بگو و بخند کرد

خودرا گذاشت جای تو هی غصه می خورد

دل را میان تلخی روح تو قند کرد

در چشمهای فلسفی و گیج نیچه ایت

ابرو کمان کشید ه وگیسو کمند کرد

اینها فقط خیال خوشی بودو می گذشت

یک عمر باتوو دل خود چون وچند کرد

این چون وچندها که حسابی بزرگتر...

خودراگرفته ازتو پراز قیدوبند کرد

وقتی تمام استرس عشق را مکید

حالش به هم ...به هم...به همه چیز گندزد

 

/ 57 نظر / 45 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لیلا ناظمی

سلام! خسته نباشی جناب میرانی. مثل این که قبلن وبلاگ شما نام دیگری داشت؟ بدون تعارف شعر استان ایلام و حال و هوای آن را دوست دارم. معلوم است خیلی به فکر دوستان و شاعران هماستانی هستی. موفق باشی و کامیاب!

گمنام

و اينجا هم سلامت مي كنم مشكل اسم پايين مطالبتون اگه خواستين رفع ايراد مي كننم يا علي(ع)

باوه يال

سلام و دست مریزاد ولی محمد امیدی هم پر کشید خوب است اگر با قلم زیبایتون از او یادی شود درود بر شما

رضا پارسا

سلام بنده پارسا هستم سردبير مجله ادبی ايرانشهر ما در تمام استانهای کشور نماينگی داريم جز ايلام زيبا متاسفانه کسی را نميشناختم... شما ميتوانيد برای شماره های بعد اين زحمت را برای ما بکشيد در صورت پذيرش حتما شماره خود را در کامنت وبلاگ بگذاريد تا تماس بگيرم با احترام

هوادار هشتم

سلام؛ خسته نباشید. سایت خوبی دارید. لطفاً از سایت بنده دیدن فرمائید. اگر قابل دانستید مار ا لینک کنید. متشکرم.

منتظر نور

بنام خدا. منتظرم. http://ilamnews.blogfa.com/

شيينو ئيلامی

دست مريزاد.بسيار عالی است.به من هم سری بزنيد.به روزمو منتظر نگاه سبزتان

لاله شجاعی پور

سلااااااااااااااااااااااااااااام[دست] افرین به همچین شاعری که اینقدر شاعر های خوب رو دوست داره.بله شما بهترین گزینه رو انتخاب کردید اقای سیروس عبدی که ما در شیراز افتخاردوستی با ایشون رو داریم و همیشه از شدین اشعار زیباشون لذت میبریم.فعلا که اقای عبدی پیش ما هستن و قصد نداریم بهتون پسش بدیم. به این دوست عزیز از جانب ما بسیار سلام برسونید. امیدوارم همیشه قلمتون نویسا باشه گرامی مرد[گل]

الهه

سلام وخسته نباشي به دختر عموي نازم خيلي دوست دارم قبولي شما را در مقطع دكترا ببينم .منتظر چنين روزي هستيم .خيلي دوست داريم