بهروز ياسمی

به نام دوست

بهروز ياسمی

MVC-012F.JPG

آدرس وبلاگ : http://www.yasemi.persianblog.ir/

ايميل: <byasemi@gmail.com>

 

 

 

 

خانم سلام حالت خوبست بهتری

يا مثل آه و آينه از من مکدری؟

 

امروز حال و حوصله داری که باز هم

ميلی برايتان بزنم ميل ديگری

 

ميلی که اولش غزل عاشقانه نيست

برعکس خيل آن همه ايميل سرسری

                  *

امروز رفته بودم بازار زرگران

اما بگو تو را چه به بازار زرگری

 

می خواستم برای تو يک ساعت طلا

يا حلقه ای بگيرم ، از حلقه پری (۱)

 

اما دلارهای کذايی کم آمدند

در ازدحام ادکلن و پيپ مشتری

 

آن ويترين زرد طلايی سياه شد

وان سقف نقره کار طلاکوب يک وری!

 

ناچار چون تمام سفرهای اين سالها

من ماندم و مغازه جوراب و رو سری

                  *

ای زن! که از ميان تمام غريبه ها

با شادی من و غم من آشنا تری

 

هر چند بی نيازی طبعت زبانزد است

هر چند از قبيله سرو و صنوبری -

 

می ترسم آن سوی کره اين زمين سرد

پيش زن جلال تو هم کم بياوری!

 

شرمنده باد خالی دستان خسته ام

حق با تو بود مرگ بر اين شعر و شاعری

 

 

گر چه از فاصله ماه به من دور تری

ولی انگار همين جا و همين دور و بری

 

ماه می تابد و انگار تويی می خندی

باد می آيد و انگار تويی می گذری

 

شب و روز تو ـ نگفتی ـ که چه سان می گذرد

می شود روز و شب اينجا که به کندی سپری

                       *

گر چه آنجا کمی از فصل زمستان باقی ست

و هنوز از يخ و برفاب ولنجک اثری

 

باز بگذار در و پنجره ها را امشب

باد می آيد و می آورد از من خبری

 

خبری تازه که نه يک خبر سوخته را

باد می آورد از فاصله دور تری

 

خبر اينقدر قديمی ست که هر پير زنی

خبر اينقدر بديهی ست که هر کور و کری

 

می تواند که به ياد آورد و بشنودش

تو که خود فاعل و مفعول و نهاد خبری

                   ***

ببند پنجره ها را که شب هوا سردست

نگو که باد پيام تو را نياوردست

بنا نبود خبر بی گدار گفته شود

خبر نبايد از اين رهگذار گفته شود

خبر تو را - نه تو آن را - به ياد آوردست

به باد می رود آن را که باد آوردست

                 ***

ببند پنجره ها را برو بگير بخواب

نخواستی شب ديگر دوباره دير بخواب

 

تمام اين همه شب را نخفته ای تا صبح

تمام روزنه ها را ببند و سير بخواب

 

چگونه نام مرا سر بلند می کردی

شبانه ای هم از اين دست سر به زير بخواب

 

چقدر چشم به راهی ٫ چقدر بيداری

تو را به پيغمبر - هان - تو را به پير بخواب

                     ***

بخواب پوپک من دست از خيال بکش

برو به بستر و در ذهن خود دو بال بکش

 

يکی برای من اينجا که زود تر برسم

يکی برای خود آنجا به شکل دال بکش

 

به روی شانه من کوزه ای بزرگ بذار

به پای چشم خودت چشمه ای زلال بکش

 

ورق بزن به غزلهای دفتر حافظ

و روح خسته خود را به سمت فال بکش

 

« ز گريه مردم چشمم نشسته در خونست

ببين که در طلبت حال...» هوم...حال بکش

                      ***

بخواب حوصله ها وقت خواب تنگ ترند

ميان خواب ولی قصه ها قشنگ ترند

 

 

گر چه در دورترين شهر جهان محبوسم

از همين دور ولی روی تو را می بوسم

 

گر چه در سبزترين باغ ولی خاموشم

گر چه در بازترين دشت ولی محبوسم

 

خلوت ساکت يک جوی حقيرم بی تو

با تو گسترده گی پهنه اقيانوسم

 

ای به راهت لب هر پنجره يک جفت نگاه

من چرا اين قدر از آمدنت مايوسم؟

***

اين غزل حامل پيغام خصوصی من است

مهربان باشی با قاصدک مخصوصم !

 

گر چه تکرار نبايد بکنم قافيه را

به خصوص آن غلط فاحش نامحسوسم-

 

بار ديگر می گويم تا يادت نرود

مهربان باشی با قاصدک مخصوصم

 

 

/ 28 نظر / 192 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لطفی

لذت بردم دوست ارجمندم

لطفی

لذت بردم دوست ارجمندم

لطفی

لذت بردم دوست ارجمندم

لطفی

لذت بردم دوست ارجمند

رضا

دستت درد نکنه افتخار ایل کلهر

سجاد

سلام جناب یاسمی خسته نباشی به منم سر بزن خوشحال میشم شیره کوری یه کارزان چیمه ریتم

مهوش تاج بخش

درود برشما سپاس از اینهمه زیبائی سرایش ای مرد . که درمیان غریبه ها با رنج و دردهـایم نا اشناتری و هننوز سرگرمی به عیش ونوش با هوری وپری خود را زدی به بیحیالی ومستی و بی خبری و دربدری ای مرد که شدی غریبه و غرقم در ناباوری فردا زمان پیری به که روی میاوری ای که از کنار پنجره عشقمان بی خیال میگذری

ز.مرادبیگی

بسیار زیبا بود . لذت بردم[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

مهوش تاج بخش

عالی بودو حالی بود بحضورت شتافتم غیبت مرا ببخشید درگیرم [گل][گل][گل] امروز حال و حوصله داری که باز هم ميلی برايتان بزنم ميل ديگری

مهوش تاج بخش

اقا سلام هننوز درسفری ازحال ما بازهم بی خبری گر چه تکرار نباید بکنم قاقیه را به خصوص ان غلط فاحش نامحسوسم باردیگر میگویم تایادت نرود مهربان باشی با قاصدک مخصوصم[گل]