فراخوان شعر

 واحد ادبیات حوزه هنری ایلام  ...

از کلیه علاقه مندان  به شعر دعوت می کند تا با ارسال ...حداکثر سه اثر با موضوع آزاد در چهارمین جشنواره استانی شعر ...یک پنجره ناگهان... شرکت کنند که البته موضوع اتحاد ملی و انسجام اسلامی در اولویت قرار داشته و از آثاری که در این رابطه باشند تقدیر خواهند نمود.  زمان 27 و 28 اردی بهشت 1386 ایلام آدرس : ایلام - بلوار امام - نبش پاسداران -  شماره ۲۸۹ 

صندوق پستی : ۱۳۳-۶۹۳۱۵

 در ضمن اداره ارشاد ایوان اقدام به برپایی کنگره شعر غرب کشور  نموده که در اولین فرصت  فراخوان دقیق آن را به اطلاع دوستان می رسانم...

آدرس : ایوان غرب - خ امام خمینی - روبه روی فرمانداری  - اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی - ایوان- فاکس : ۳۲۳۶۶۵۹-۰۸۴۲

 

 

/ 6 نظر / 12 بازدید
عرفان

با سلام وعرض ادب خدمت استاد گرامی خودم بعد از چند روز که نبومدم بالاخره موفق شدم که دلمو راضی کنم، حضور خود را دوباره در این دنیای مجازی اعلام بدارم با برگ زردی با عنوان ً تقدیرً از شاعری که خودت بهتر از من میشناسیش، بی صبرانه منتظر حضور سبزت هستم خوشهال میشم از نمره عشاق که در اینجا به ثبت رسیده است دیدن فرمایید

سید مهدی موسوی

سلام عزیز دقیقا بعد یک ماه و یک روز ، به روزم... با مطالبی مختلف شامل: 1- دو شعر که یکیش خیلی تازه است 2- خبر دقیق حضورم در نمایشگاه کتاب 3- طرح حجاب!! 4- یادی از یعقوب یادعلی 5- شعری که اجراست و البته اسطوره من «دیه گو آرماندو مارادونا» 6- کمک طلبی برای کارگاه تهران!! 7- مدهای ادبی و حرفهایی برای فروغ و سهراب 8- و حرف هایی درباره خط قرمزها در شعر... منتظرت هستم منتظر حرفهایت...

اهل ....آباد

آقا کاشکی می تونستم برو بچه های ایلامی رو ببینم تهران تا ایلام خیلی راه است

آقايی

با سلام اگه ميشه تاريخ بر گزاري همايش ايوان را بنويسيد آقايي از لرستان

علی کیان....

سلام حیدر جان. مرسی لطف میکنی و هرزگاهی منو مورد لطف خودت قرار میدهی. بازم خبر کن تا مطالب زیبا و خواندنیتان را بخوانم. علی

رضا

درود خدا بر تمامي ايلاميان زلال و جاري به نشانه عرض ادب يك اثر را تقديمتان مي كنم البته ميدانم تاريخ فراخوان گذشته است آهنگ دريا اشك مي بارد وليكن ديده حاشا مي كند آينه مشاطه رايك روز رسوا مي كند در دلِ سنگم فرودآ،زانكه مي بينم به لطف در دلِ خارا به نرمي قطره هم جا مي كند مردمي كن با دلم زيرا ز روي مردمي دست بهر راحت تن كفش در پا مي كند موي مويم جار عشقت مي زند تا رستخيز آينه صد پاره هم گردد هويدا مي كند عاقبت سوي تو مي آيم همانگونه كه آب قطره اي باشد اگر،آهنگ دريا مي كند گربنالدبند بندم همچو ني؛ عيبم مكن آب رود از بستر ناساز غوغا مي كند مي روي و التفاتي بر فغان مات نيست آهِ بلبل برتنِ گل جامه را وا مي كند