اندر حکایت جشنواره ملی!! زاگرس...

به نام دوست

 چندی پیش خیلی از دوستان به نتایج   جشنواره زاگرس  اعتراض کردند و من نیز اعتراضکی به دبیر محترم جشنواره جناب آقای ...فریدون هاشمی ... نمودم، که ایشان ، سریع در وبلاگ پر بارشان...اعتراض بنده را علنی نمودند!!  من نمی دانم چرا بین این همه اعتراض  من را هدف قرار دادند؟... و از همه مهم تر چرا بعد از چند روزی که همه دیدند ...مطلب را پاک کردند!! ....من نیز بر خود لازم دانستم از قلعه حقوق شهروندی خودم!! دفاع کنم ....

من برای خیلی از جشنواره ها شعر فرستاده ام، و گاهن حتی اسمم جزو کسانی که شعرشان رسیده !!! هم نبوده است. اما خدا شاهد است هیچگاه اعتراضی نکرده ام ... خب شاید شعرم ضعیف بوده باشد و نادیده ام انگاشته اند...حرفی نیست. اما بنده بغیر از شعر فارسی در قسمت شعر محلی هم شرکت کرده بودم ... و با توجه به نیمچه!! شناختی که از برگزیدگان ...و شناخت کاملی که از داوران داشتم ... حدس می زدم ... اتفاقات ناخوش آیندی در جشنواره اتفاق!! بیفتد ...

من هم بعنوان یکی از انبوه معترضان ...که فکر کنم اگر نمره دهی شود و شعر شاعران منتخب در دسترس مخاطبان قرار گیرد!! نمره منفی هم نمی گیرد!! ... کامنتی گذاشتم ...که آقای فریدون هاشمی آن را پیراهن عثمان کردند ... شاید کوتاه ترین دیوار را دیوار خانه ما انگاشته اند!!  جالب اینجاست ، که خیلی ها به برگزاری این جشنواره اعتراض کرده اند ...که مدیر وبلاگ ...جشنواره ملی زاگرس....برخی ها را تأیید کرده است ... و برخی را دیلیتیده!!!  من جشنواره زیاد دیده ام ... اما ضعیف تر و نحیف تر از این جشنواره تا کنون ندیده بودم ... رابطه بازی در این جشنواره حرف اول را می زد ...

بنده کامنتی گذاشته بودم ...که آقای هاشمی قسمتهایی از آن را سانسور کرده بود ... کامل این کامنت به این شرح است:

 

جشنواره شما هم که ....پاس کاری آدم ها شناخته شده بود ....

آقای « محمد سعید میرزایی»  در حد داوری نیست ....شاید این آدم شاعر خوبی بوده است!! ...اما هرگز در حدی نیست که روی شعر بنده و سایر شاعران نظر بدهد ... آقای هاشمی ببخشید که رک گفتم ...اما استاد بهمنی بر فرق سر ماجا دارد  که البته ایشان هم گاهی به جانب داری از برخی ها همیشه دست زده است!... لطف کنید ... دیگر از آدم های معلوم الحال مثل شکارسری و محمد سعید میرزایی بعنوان داور استفاده نکنید! البته بعنوان سایر عوامل می توانید از اینها استفاده کنید!!!

 

این تمام اعتراض من بود ...و اعتقاد دارم ...محمد سعید میرزایی ... در حدی نیست که نظری روی شعر برخی از شاعران نابرگزیده بدهد ...

شکارسری ...که اینقدر معروف است که احتیاجی به توجیه علمی و اقتصادی  ندارد!!

sms   های دکتر رادفر دوست گرمابه و گلستان داوران را نشان هرکسی دادم باور نمی کرد ...که دکتر رادفر فحش ناموسی هم می دهد!! ... آن هم به بنده ای که فقط از وزن یک شعر که در جشنواره ... کرمانشاه درستی وزن آن را ...جناب استاد ...صادقی بروجردی..شاعر محبوب کرمانشاهی تأیید کرد ... آقای رادفر به من گفت ...حذفت می کنم ... و اتفاقن تا کنون از بسیاری از جشنواره هایی که اکثرن دوست این آقا هستند ...همیشه نام من قلم خورده است!!!

ای کسانی که به این وبلاگ آمده اید شماخبر دارید!؟

مطمئنن قصد جسارت یا زیر سوال بردن عملکرد داوران را ندارم!!!!!

اما به عنوان یک شاعر و منتقد، دوست دارم نکاتی حتما در همین وبلاگ توضیح داده شود:

شما خبر دارید که شراره کامرانی شاگرد عزیز آقای شکارسری هستند؟که حتی دعوای ایشان در دفاع از شعرهای خانم کامرانی به روزنامه جام جم و... هم کشیده شد که آرشیو آن موجود است.

خبر دارید که خانم حقیقت در حین اجرای جشنواره بارها با داوران تماس گرفته اند!

شما خبر دارید که شعرهای خانم ابراهیمی هنوز در سطح مبتدی هستند؟ و اگر به وبلاگ ایشان سری بزنید هنوز ایرادهای وزنی و نحوی در کار ایشان می بینیم

شما خبر دارید که آقای علی اسداللهی از دوستان و شاگردان جناب شکارسری هستند؟ و هر جلسه در تهران در جلسه ایشان حاضر می شوند و...

شما می دانید که جناب شکارسری خودشان در چاپ کتاب مجید سعدآبادی دخالت داشتند؟

شما می دانید که محمدحسین ابراهیمی از نزدیکترین شاگردان جناب شکارسری است و عده ای به شوخی او را پسر شکارسری صدا می کنند؟

شما می دانید که عبدالحسین انصاری همشهری جناب بهمنی می باشد و تقریبا هر روز همدیگر را می بینند؟

شما می دانید که هاشم کرونی بارها و بارها از سعید میرزایی دفاع کرده و بالعکس. و روابط این دو بر کسی پوشیده نیست؟

شما خبر دارید که محمدعلی بهمنی با فاطمه اختصاری رابطه بسیار نزدیکی دارد به طوری که در چندین جشنواره به دفاع های غیرمنطقی از عملکرد او پرداخته و در تمامی جشنواره هایی که بهمنی داور بوده اختصاری بی چون و چرا اول شده است؟

اگر همین ها را که نام بردم از برندگان حذف کنید

یک باقی می ماند:

کیانوش کشوری

که شناخت چندانی از ایشان ندارم

مطمئنن خیلی از این روابط و مقام ها اتفاقی ست

و هیچ تقصیری متوجه مسوولین شریف برگزاری جشنواره نیست!!

اما کاش در دوره های بعد از داورانی استفاده شود، که با داوری صحیح خویش این شائبه ها و بحث ها را به حداقل برسانند.....

 حالا نمی دانم چرا بین این همه معترض ... که از بنده هم معروف تر هستند ،آقای هاشمی نام مرا علم کرده ...الله یعلم...

 

فقط یک چیز می گویم ولا غیر ... جشنواره افتضاح بوده ... و امیدوارم چنین جشنواره ای با چنین بی انصافی هایی دیگر تکرار نشود ... و باید بگویم می دانم جشنواره زحمت دارد ... گرفتاری دارد ... اما انصاف چیزی است که به هرکس ندهندش!!! در هر جشنواره ای همیشه یک سری معترض هستند ، اما نوع اعتراض ها فرق دارد ، اعتراض ها بیشتر به سلیقه ی داورها است ...اما در این جشنواره همه می دانند ...هیچ کدام از برگزیده ها من باب سلیقه برگزیده نشده اند ... که همه چیز رابطه بازی بوده است ، ای لعنت به این موبایل !!  که مملکت ما هر چه می کشد ...از این موبایل است!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

ویک توصیه از شاگرد به استاد:  باید بگویم که ...استاد بهمنی عزیز ...بهتر است از این پس برای این که نامتان خراب نشود ، هرجایی داوری نکنید ... و نیز دست از حمایت های همه جانبه از برخی ها بردارید!! ... می دانید دلیل این که شعر و ادبیات ایران درجا می زند چیست !!؟ دلیلش همین هاست...

 

در زیر دو تا از شعر های مرسوله! برای جشنواره را آورده ام.

بنده در بخش آزاد و محلی شرکت کرده بودم.

 

1-

 

خواب دیدم یک پری می گفت شاعر می شوی

یا برای زندگی با شعر حاضر می شوی

فصل ها ثابت نمی مانند تقصیر تو نیست

این که تو مانند مرغان مهاجر می شوی

پیرهن شلوار کُت حوله خمیر دندان و واکس

ساک را می بندی و دائم مسافر می شوی

مذهبی هستی ولی از نوع روشنفکر آن

تو مسلمانی ولی یک روز کافر می شوی

تو طبیعی نیستی حساس و عاشق پیشه ای

با دروغ ساده ای آزرده خاطر می شوی

زندگی پیش تو یک بازی قایم موشک است

چندوقتی نیستی یک دفعه ظاهر می شوی

ای غرور لعنتی یک روز می میری بدان

ذره ذره آخرش جزء عناصر می شوی

آخرین حرف پری همراه یک لبخند بود

گفت چون دیوانه هستی زود شاعر می شوی!

 

2-

این روزها دیگر نمی آید سراغ من

مثل حسین منزوی زیبایی یک زن

زیبایی دیوانه وار یک غزل یک شعر

یک عاشقانه از میان واژه ها گفتن

مستفعلن مستفعلن های قدیم شعر

یا حرف هایی مثل آوای تتن تن تن

حرف مرا هرگز نمی فهمند می دانم

سخت است باور کردن دیوانه ها کُلن!

یک فکر تازه یک جنون مانیا مانند

هی شخم زد شعر مرا مانند گاوآهن

عیسا اگر فرزند آدم نیست پس آیا

مریم بدون شوهری گردید آبستن!

تهمت نبوده هر چه گفتم واقعیت بود

جرم خدا را می شود باور کنید از من

یک بیت دیگر مانده تا پایان این ابهام

باید معمای زنا را حل کنم حتمن

کفر است می دانم ولی همواره می گویم: *

حتی خدا  را می فریبد عشوه یک زن!

 

 

/ 31 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حیدر میرانی - شعر ایلام

با عرض سلام خدمت صادقانه عزیز... من اگر مطلبی نوشتم نه از خودم بود ، نه دروغ بود ... بازهم می گویم محمد سعید میرزایی ... در شعر ایران در قواره داوری نیست و شاعری است که زود شروع شد و زود تمام!!! در مورد نیش و کنایه های من راجع به استاد بهمنی هم خیلی ها تذکر دادند . من هنوز اعتقاد دارم استاد بهمنی خودشان مقصرند ...تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها!!! ایشان در داوری ها خیلی وقتهاست جفا می کنند!! در مورد استاد منزوی دوستی آمد تذکر جالبی داد ... آیا اینها که الان بزرگند مثلن شفیعی کد کنی ، بهمنی ، و..و..و احترام بزرگ غزل ایران ...حسین منزوی را گرفتند ... من عمدن شعری را که برای استاد منزوی سروده ام فرستاده بودم ... و همه جا هم از آن دفاع می کنم که این شعر جز شعرهایی بوده و هست که باید دعوت می شد ... تنها ایراد این شعر این بود که یادی از ....استاد غزل ایران منزوی در آن وجود دارد ... در مورد سایر موارد هم نظرم همان است که بود ... دیگر برای من فرقی ندارد که در جشنواره ای پذیرفته شوم یا نه ....تصمیم گرفته ام بجر حق هیچ نگویم ...

اسداللهی66

واقعا خنده دار بود... البته غزلتان و ماجرای زنا!!! ممنونم که با وبلاگتون لحظات فرح بخشی رو در فضای مجازی ایجاد کرده اید... دلا بسوز که سوز تو کارها بکند!!! اسداللهی.

ارثیزاد

سلام به مناسبت سیمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ستاد برگزاری جشنواره ها ی شعر برگزار می کند : مهلت ارسال آثار 22 بهمن ماه سال جاری نفر اول سی سکه بهار آزادی ... . . بروزم با اندکی از خودم و بسیاری از شما یک استکان غزل

مهتاب بازوند

سلام جناب ميرايي به روزم با مطلبي در باره ايوار وغزلي تازه منتظرم تشريف بياوريد [گل]

رضا

یا حق ممنون که تشریف آوردید اینو از ته دل میگم خیلی لذت بردم از شعرات همه شعرهات زیبا بود و به من حال داد 1- سالها می گذرد چشمان تو هنوز نگران کوچه ماست کوچه ای که شب خاکستر دخترکی را با خود برد . ................................... 2- وقتی درختی می میرد سایه اش کجا می رود دو پرنده روی شاخه ای بعد ها از هم می پرسند ! ..................................... بازم سر بزن اگه خواستی تبادل لینک کنیم خبرم کن فدات رضا

رضا روشنی

سلام دوست عزیز و پرکارم آقای میرعالی. وبلاگ خوب و با محتوایتان فضای خوبی برای شعر استان و حتی کل جامعه ادبی می تواند باشد. از معرفی شاعران استان خوشحال شدم بلاخره یکی در این راه پیشقدم باید می شدخوب شد یادی از آقای نصیری کردی و....

حميدرضا شكارسري

الحمدلله كه بارها و بارها دوستان خوب بنده ، خانم كامراني و آقايان اسداللهي و سعدآبادي و ابراهيمي و ... در جشنواره ها و كنگره هاي بزرگ شعري نيز كه بنده هيچ نقشي در آنها نداشتم ، برنده ي جوايز ويژه و اصلي شدند و تهمت جنابعالي را بي اعتبار كردند . در هر صورت قيامتي هست و دادگاهي و پرونده اي و گناهي به نام تهمت ! خدا همه ي ما را به راه راست هدايت كند !

مصائب مسیح

سلام از آنجائیکه کامنت اقا شکار سری را دیدم لازم دانستم چند نکته ای را در خصوص مصائبی که بر سر ادبیات ایران آورده شد مطلبی به عرض برسانم ! بنده تقریباً با تمام مطالب اقای میرانی موافقم هرچند یک مورد را شخصاً نمی پسندم آن هم زیر سؤال بردن استاد بهمنی است ، استاد بهمنی اشتباهی که کرده این است که یک سری نور چشمی برای خودش تراشید و همین هم بلای جانش شده است . باید گفت بقیه مطالب صد در صد درست و بنده چون از نزدیک با روند کار اشنایی دارم می دانم دقیقاً اشارات میرانی خان درست است ، خصوصآ بحث دعوای ایشان بر سر شعرهای خانم شراره کامرانی که در روزنامه جام جم نقل محفل ادبی شده بود من خودم شخصاً این دو را بارها با هم دیده ام غلط نکنم رابطه استاد شاگردی کمی فراموش شده است!! در مورد آقای اسد الهی و مجید سعد ابادی که دیگر اضهر من الشمس و القمر است [نیشخند]

غريبه

با سلام خدمت دوست شاعرم/ مي خوام به عرض برسانم نكاتي كه در باره شكارسري فرموديد عين واقعيت است /چون چندي پيش جشنواره اي در قزوين برگزار شد كه متاسفانه يكي از داوران ، ايشان بودند و طبق معمول شراره كامراني با شعري كه از نظر خيلي ها اصلاً متن بود سوم شدند ودو هفته بعد شنيديم در قم هم همين اتفاق در جشنواره ديگري افتاده است وباز شراره كامراني به لطف ...... جالب اينكه قبل از جشنواره قزوين يكي از دوستان همدان با دوستان ما تماس داشته و از داوران پرسيده بود و وقتي اسم شكارسري را شنيده بود گفته بود پس حتماً شراره كامراني هم هست وحتماً جزو سه نفر اول هم هست /قضيه اين دو نفر كم كم داره شهرت جهاني پيدا ميكنه يا حق