میرنوروز ...

به نام دوست 

 میرنوروز ... شاعر بلند آوازه لُر..................

او از نوادگان یا  نتیجه ...شاهوردی خان ...آخرین اتابک لُرستان( پشتکوه و پیشکوه ) است ،  شاهوردیخان به دستور شاه عباس اول در سال 1006 ه.ق نا جوانمردانه به قتل می رسد .برخی از معمرین دهلران که به میر یا دهلرانی ها معروفند و خود را از نوادگان میر می دانند. زادگاه  میرنوروز  را در شهر دهلران و قبرش را نیز در جوار سید شرف الدین  که در شمال شهر دهلران واقع شده می دانند،  که امروزه قسمتی از آب ((سر گه رو)) آبگرم دهلران از روی آن می گذرد،  در حال حاضر دقیقن این نقطه مشخص نیست، یعنی  محل دقیق قبر او در دهلران معلوم نیست ...دلیل این امر خرافات مردم قدیم دهلران مبنی بر ...جادو ...کردن خاک میرنوروز است  ... اینها از یک سو و بی توجهی مسئولان میراث فرهنگی استان از سوی دیگر ...بزرگترین شاعر لُر را بی نام و نشان باقی گذاشته است ...  بنده چند وقت پیش خواستم انجمنی با  نام میرنوروز در دهلران به ثبت برسانم، که با مقاومت مسئولان فرهنگی رو به رو شدم ...شاید الان فرهنگ لُری در استان ایلام ...نوعی جُرم است !! ... حقیقت این است که بزرگترین شاعر لُر زبان اهل استان ...لُرستان پشتکوه .........(ایلام کنونی ) ..... است که هیچ گاه از هیچ برنامه ای از صدا و سیمای ایلام به این شخصیت که  بزرگترین و مشهور ترین شاعر استان نیز هست ، نپرداخته اند و این بجز ...کج بینی ... و جدال فرهنگی آشکار ...با فرهنگ قدیم استان هیچ چیز دیگری نمی تواند باشد.

مظلومیت میرنوروز تا این حد است که حتی نام یک خیابان در شهر دهلران هم به او اختصاص نیافته است !! ... چه رسد به این که انجمنی به نام او باشد ... برخی از روشنفکران مخالف میر!!  می گویند، که او در سرایش شعر های عاشقانه بسیار جلو تر از خط عشق و علاقه رفته و وارد وادی ارو تیک شده است ، آنها  وجود کلمات رکیک و مستهجن را در شعر میرنوروز بهانه قرار داده و  گمان می کنند، که او شاعرِ ...زن باره ای بوده ....که فقط دنبال زنان  بوده است ...و لا غیر ....که در جواب چنین استدلاهایی که ذهن آدم را  از واقعیت ... عارف مسلک بودن میر دور می کند ، باید بگویم، وجود شعر هایی در مدح حضرت محمد (ص) :

شهی کاو مظهر انوار دین است            درونش مطلع عین الیقین است

هم از کان طبایع طینتش پاک                از آنرو سر فرو ناورد بر خاک

وجودش موجب موجود هستی                 قیامش قائم بالا و پستی

زهوشش طاق کسرا خاک گشته            چو دامان اسیران چاک گشته

چو آرد در شفاعت دست را پیش               کند شیطان طمع آمرزش خویش

.........و الی آخر............

وجود شعر های عرفانی او نیز یکی دیگر از دلایل رد این نظرات است :

به نام آنکه حجت نامه اوست                 دو عالم مد و جزر خامه اوست

خدای شش جهت جز یک خدا نیست           همه جا هست اما هیچ جا نیست

نه حکمت را به حکمش انتباه است        نه صنعت را به صُنعش اشتباه است

یکی در شام صاحب تاج باشد                    یکی بر شام شب محتاج باشد

قضایش خالی از آثار اضداد                   ز آب و آتش و از خاک و از باد

زجن و انس و از اجناس و احشار         زوصفش طیر و مور و ماهی و مار

....و الی آخر............

 

و دهها نمونه دیگر حاکی از این است که این دوستان به خطا رفته اند، تازه اگر راست می گویند یک نمونه از آن مستهجن ها را بگویند ...تا لا اقل ما هم بدانیم!!!! ....  در ضمن باور کنید اشعار عاشقانه میر نوروز از حافظ و سعدی سالم تر است !!! .... این دوستان ردیف ها و گاهی قافیه های مولوی عارف نامی ایران زمین  را هم  ندیده اند، که انگ این جور مسائل را به میر نوروز می زنند ...  اگر این دوستان برخی از مقالات راجع به شاهد بازی  یا حتی برخی از آثار و اشعار سعدی را می خواندند می توانستند مرز مُستهجَن را از مُستهجِن تشخیص بدهند!! ... والله  تمام این حرف ها بغیر از مبارزه فرهنگی !!! و ضدیت با خُرده فرهنگ... و سیاست بازی هیچ چیز دیگر نیست ......  

 

 قرار است به کمک چند نخبه فرهنگی  همانند... آبادان در خوزستان و مهاباد در آذربایجان غربی که مستقل از مرکز دارای یک کانال محلی تلوزیون هستند ....لُرهای استان ایلام هم تقاضایی مبنی بر داشتن یک شبکه محلی به زبان خودشان بدهند، چون مردم دهلران این پتانسیل را دارند و حق دارند که از طرف دولت...این حق آشکار را برای خویش بدست بیاورند...گفتنی است در مناطق دهلران آبدانان دره شهر مهران هلیلان بدره موسیان بخشی از مردم شهر ایلام -  گویش مردم لُری  است که شامل (( لُری-لُری شوهانی لکی کردی پشتکوهی یا جنوبی )) ... ذکر کردن کُردهای پشتکوهی  به خاطر اشتراکات فراوان فرهنگی آنها با لُرها اعم از موسیقی ، شادی ها و عزا ها و می باشد...به گونه که بسیاری ازپیران آنها اشعار میرنوروز را از حفظند!!...........  

میرنوروز شخصیت منحصر به فردی در تاریخ فرهنگ و ادبیات لُری محسوب می شود ، که بنا به آنچه گفته شد بسیار مظلوم است .  زیرا او اهل استان ایلام است و هیچگاه از سوی ، فرهنگ شناسان بومی استان ایلام ، خصوصن مرکز نشینان ، مورد توجه قرار نگرفته است ، که اگر دهلران جزء ایلام است!!  باید حتمن گوشه چشمی از قلم به دستان مرکز نشین را به خود معطوف می نمود اما به گواه آرشیو مطبوعات و نشریات فرهنگی و دولتی در استان هیچگاه چنین اتفاقی نیفتاده است ، شاید یکی از دلایل ، موضع گیری های فرهنگی ، لُر ها در استان ایلام  در برابر مرکز نشینان، همین بی توجهی مسولان فرهنگی و خصوصن رسانه های فرهنگی به ویژه صدا و سیمای استان به فرهنگ لُری است ،... و دلیل دیگر حرکت های و جنبش های فرهنگی کُرد، در استان ایلام است.  که خیلی ها را در خود ذوب کرده است!! جالب این است که بدانیم همین استان ایلام کنونی که اسمش را از ....تمدن عیلام....باستان وام گرفته است !!. روزگاری بالغ بر 900 سال به صورت مستند ، قسمتی از لُرستان بوده و گاهی هم بعنوان مرکز لُرستان مطرح بوده است(( دوره والیان پشتکوه لُرستان)) ...چه شد که در طول 60 تا 70 سال گذشته ، شهر ایلام و استان کنونی در کشور به منطقه ای کُرد نشین ، تبدیل شده جریان بسیار پیچیده و پر رمز و رازی است ،  که قصد بنده پرداختن به این مقوله نیست ، هر چند مقاله ای در باره این موضوع نوشته ام،  که به گفته آقای ابراهیم خدایی اواسط تابستان، در سایت www.loor.irمنتشر خواهد شد........ 

 اما موضوع این پُست ....میر نوروز .....شاعر توانای دهلرانی است، او قدیمی ترین شاعر استان ایلام  است که در دوره ....صفویه می زیسته است و به زبان لُری و فارسی تسلط تام و تمام داشته است ، در ضمن داری بیشترین مخاطب در میان شاعران محلی سرای غرب کشور است، به گونه ای که ...مخاطبان شعر او ..... لُر ها و لک های در استان های =  لُرستان ایلام خوزستان کرمانشاه قسمت هایی از بختیاری قسمت هایی ازهمدان  -قسمت هایی از مرکزی  - قسمت هایی از اصفهان -  بخش هایی از ورامین .... و کُردهای پشتکوهی یا  جنوبی  خصوصن ساکنان ایلام و کرمانشاه   ...می باشد ،که شاید  بزرگترین گستره مخاطب برای یک شاعر محلی سرا باشد  ...هنوز شعر های میر ....بعنوان بهترین نمونه های شعر لُری ...نُقل محافل ادبی است و از نوار ها و کاست های قرن 21 پخش می شود!!!  این برای شاعری که قدمت بیش از 400سال دارد بسیار جالب و باور نکردنی است . ، ((به نظر خیلی از صاحب نظران زبان لُری، زبانی مستقل است ...دکتر کرم علیرضایی پُرکارترین پژوهش گر دهلرانی  در حال نگارش کتابی حجیم با  مضمون (( دستور زبان لُری است )) که شامل نگارش و ترجمه برخی متون به زبان لُری می باشد هرچند برخی پان فارسی ها -لُرها  را همان پارسی گوهای قدیم می دانند و پان کُردها هم آنها را از گروههای چهار گانه قوم کُرد می دانند)) ....برخی سال تولد میر نوروز  را 1133 ه.ق می دانند و برخی او را متولد 1073ه-ق  می دانند که قول دومی منطقی تر به نظر می رسد .چرا که میرنوروزنوه با دوواسطه ... عرب پسر احمد پسر شاهوردیخان دونسل یعنی حدود سی سال یا نهایتاً چهل سال می شود که اگر این مقدار را به  1006 اضافه کنید می شود 1046 که ما به این مقدار بیشتر هم اضافه کرده ایم !! وهمچنین  قراینی که در شعر اوست بیشتر مربوط به دوران شاه سلیمان اول صفوی است   : 

تن برهنه در بن غاری چو خفاش           بهتر است از دیدن روی قزلباش

غار خفاش در شمال شهر دهلران قرار دارد.

مگاویی دارم ده صد یه گوسالش کم             دِ  قرون شاه سلیمو می زنه دم

 تف دِ ری دس په تی ار کور شایی             چی قرون شاه سلیمو ناروایی

  در مورد منتسب بودن او به مناطق مختلف نیز اقوال متفاوتی هست ... برخی او را اهل جایدر لُرستان می دانند برخی اورا پلدختر ی و برخی آبدانانی می دانند ... اما واقعیت این است،که او در ابیاتی تمام این تردید ها را بر طرف کرده  و به دهلرانی بودن خود ...صحه گذاشته است :

منم میرنوروز میر کی دیلرونم                  چق و پوق پوس گو اومه و دومم

ای دلی سی دیلرو هی مزنی زار                    یه تونو یه دیلرو یه دینه یار

و...و...وهمین بس که او اهل سرزمین فرهنگی لُرستان است ... و همین کافی است...در دین و ایمان او همین بس که او زائر کربلا بوده است :

 دَر طلا، گنبد طلا، ایوان طلا ریز                   این همه زوّار می آیند ز تبریز

بشکنم این لشکر حرص و هوا را                    تا ببوسم خاک پاک کربلا را 

از او دیوانی بر جای مانده است که توسط استاد غضنفر امرایی گرد آوری شده است. در زیر قسمت هایی از شعر های میر نوروز را آورده ام ...که امیدوارم مورد توجه قرار بگیرد.

 قسمت هایی از مُفردات لُری با ترجمه فارسی         

 ای دله سی دیلُرو هی می زنی زار               یه تونو یه دیلُرو یه دین یــــار

ای دلی که برای دیدن دهلران و یار دهلرانی ملولی... اکنون ببین .

ایسه ذوق سیم نه مَه نَه شوقم نشیسه             زِه بُریس تیرم ده صد جا هم شِکیس

دیگر ذوق شوقی برایم نمانده همانند تیر اندازی که زهش بریده و تیرش هم شکسته باشد                 

 اوسنو بخت بلنگ بی دستگیرم              گِره زمی ، می گوشِیس و نوک تیرم

زمانی بخت بلندی داشتم که اگر گرهی در کارم می افتاد به راحتی باز می شد             

 اوسه که سره کَلُوم وا تو دراومَه              هی عرخ پاک می کردی و پر جومَه

 آن موقعی که برای اولین بار تو را دیدم ،  عرق شرم و حیا  بر پیشانی ات نشست            

ئیی خدا وت بئی یه ، یه اقبال خویی          سای کولا ، گُپ نئو ، کمچئه دویی

خدا اقبال بلندی به آدم بدهد مگر آدم چه می خواهد سایه کولایی(1) و کمی نان و دوغ! 

 بخته کم ده ش کی کیو، جیلا تنیشه            باد غم ورکرد ه ده هفت جا بُریشه

بخت من با نخ سیاه دوخته شده است ، وآنقدر بداقبالم که این نخ را باد غم انگیزی! از هفت جا بریده است.                

بیا ریمو وه دیــــار دیلرو پیر                  خره تیشکو، ماز گورو ، چشمه قیر

بیا تا برویم به دهلران این کهنه شهر قدیمی ، برویم خره تیشکو، ماز گورو ، چشمه قیر (2)

تو گوتی که من و تو پیرو مُریدیم            یه چه سَه تَمی بیه ، ده یک بُریدیم

     مگر تونگفتی که من و تو پیرو یک مریدیم  چه شد که حالا از هم بریده ایم                 

حکیمونه درد مه خیلی گرونه                  داریی درد دلم دی هجرونه

 حکیمانه یا ویزیت این دردی که دارم خیلی گران است و داروی آن هجران و دوری از یار است

دله کَم ، بی مونس نسار الوند            برف کُهنش و جا بی نئو ده سرش ون

دلم هوای سایه سار کوه الوند را دارد کوهی که هیچگاه برفش آب نمی شود                 

  غم اوما گوشه دلم کرده اجاره                وه هر جا ریی می کنم آبایی ناره

غم گوشه ای از قلبم را اجاره کرده طوری که هر جا می روم آرام و قرار ندارد  

  سیمره لق می زنه ، کَوَر مغاره                دوسکم دو خُرماوه خرجی نداره

سیمره خروشان است و کور کوه دست نیافتنی، چه کنم که یار خر آبادی ام چیزی برای خرج کردن ندارد

هر حکیمی به کنه هلاج دردم            جون شیری وش می یم آزا بگردم

هر طبیبی دردم را درمان کند جانم را به او می دهم تا سلامتی ام را بدست بیاورم!

یا چنو سیلم

/ 97 نظر / 764 بازدید
نمایش نظرات قبلی
توفیقیان

- د ر مورد پسوند فیلی عرض کنم خدمتتان که به گواه تاریخ این پسوند تا چند وقت پیش به خرم آباد هم گفته می شده و اسناد قدیمی منطقه لرستان (پیشکوه) مؤید این مطلب است ، پس هم تاریخ می گوید هم انصاف که کلمه" فیلی" مربوط به " لران" است و احتمالا اطلاق کلمه فیلی به کردها در عراق !!! به لرهایی مربوط می شود که همراه ((غلامرضا خان والی)) به عراق فرار کرده اند و مردم همراه والی ؛ زر خرید او نبوده اند و به زور همراه او نرفته اند، که از یک رگ و ریشه بوده اند و بنده حقیر فکر می کنم رد کردن این واقعیت های تاریخی یا از بیسوادی است یا از تعصب مطلق - و عراقی ها به خاطر شناخت نداشتن روی لرها ولک ها تمام این مردم را کرد نام نهاده اند اما برای این که بین آنها و کردهای شمال فرق بود کلمه فیلی را که از سوی "فیلی ها" مقبول افتاده را به کلمه کرد اضافه کرده اند - و

توفیقیان

باید عرض کنم بنده به خاطر واحدهایی که داشته ام مجبور بوده ام تاریخ را هم مطالعه کنم در مورد هندو اروپایی ها دوستان حرف خودم را نشخوار کرده و دوباره تحویل خودم داده اند ! همه این زبان ها از هندو اروپایی سر چشمه می گیرند ، ((کردهای جنوبی )) به زعم شما!!! از بازماندگان " لکهایی" هستند که در اثر ارتباط فراوان با مناطق کردنشین تغییر هویت داده اند!! هنوز اسم برخی از طوایف" لرو لک" در ایلام وجود دارد ، که حتما شما بهتر از من با آنها آشنا هستید ، بنده اعتقاد راسخ دارم ، که ایلامیان اصیل " لرند" ... لرها هم ارتباط زیادی با تمدن های ایرانی دارند، چند نمونه محض اطلاع = .. 1- شوش دانیال شهری کاملا لر نشین است سابقه شوش را در تورات حتما ببینید!! . 2 – اطراف پرسپولیس به تواتر واحه ها و آبادی های لرنشین دیده می شود!! 3- به قول بسیاری از تاریخ نگاران پارسو ماش در استان کنونی ((لرستان)) قرار داشته { حتما می دانید پارسو ماش کجابوده } و.. 4- اصلی ترین دلیل گویش لری است که شامل بختیاری – لری خرم آبادی و لکی می شود اگر اینها را با هم یک

توفیقیان

کاسه کنیم زبان اوستا یا همان زبان پهلوی بوجود می آید و عجیب ترین چیز نزدیکی زبان فارسی میانه با لکی است !! که بسیار حیرت آور است !! .. 5- عناصر مادی فرهنگ از جمله مصنوعات و پوشش ها ... دلیلهای زیادی برای اثبات اصالت لری در ایلام وجود دارد دوستان شما اکثرا کرد شده هستند لرهای منطقه شما در اثر اختناق و " لر کشی " در دوره رضا خان مجبور بوده اند خود را کرد معرفی کنند چون برخی از طوایف "کرد" به روایت تاریخ با رضا خان برای سرکوبی لرها همکاری هم کرده اند اسناد – را می توانید در میان اسناد ملی و کتابخانه مرکزی ایران ببینی من چند نمونه دیده ام و متأثر شدم . من کتاب های تاریخی نویسندگان "کردستانی " را با وسواس تمام مطالعه کرده ام (( بنده اصالتا اصفهانی هستم)) ...

توفیقیان

و دلیلی هم برای تعصب ندارم . از جمله این کتاب ها - تاریخ کرد و کردستان و توابع – پیوستگی نژادی و تاریخی – کردی بیاموزیم – دودمان آریایی کرد و کردستان – زبان کردی و لهجه های – و..و برخی از نویسندگان خصوصا جناب آقای مرتضایی و آقای بورکه ای آبروی نویسندگان" کردستانی" را برده اند . نوشته های اینها بعلاوه آقای رشید یاسمی و سر لشکر زنگنه .. باعث شده است، که هیچ کس به کتاب های تاریخی کردان اعتماد نکند، اگر خوانده باشید و در خواهید یافت بسیاری از آنها خیالبافی است ، حقیقت امر این است که بنده حتی به آقای "بدلیسی " هم شک دارم که جانب انصاف را رعایت کرده باشد . شما خودتان تا آخرش را بخوانید . در طول این 10 سالی که برای دغدغه های شخصی ام روی منطقه غرب کار کرده ام. دریافته ام که تفکری در کار است تا تمام مفاخر فرهنگی ایرانی ها خصوصا (( لر و لک)) را به نام "کرد" مصادره کنند ، این را هر آدم بی طرفی می فهمد !! این از دو حالت خارج نیست : 1- کردستانی ها دنبال بدست آوردن سر زمین های بیشتر برای مبارزه های جدایی طلبانه آینده هستند و لرها و لک های را برای " گوشت دم توپ " می خ

توفیقیان

و دلیلی هم برای تعصب ندارم . از جمله این کتاب ها - تاریخ کرد و کردستان و توابع – پیوستگی نژادی و تاریخی – کردی بیاموزیم – دودمان آریایی کرد و کردستان – زبان کردی و لهجه های – و..و برخی از نویسندگان خصوصا جناب آقای مرتضایی و آقای بورکه ای آبروی نویسندگان" کردستانی" را برده اند . نوشته های اینها بعلاوه آقای رشید یاسمی و سر لشکر زنگنه .. باعث شده است، که هیچ کس به کتاب های تاریخی کردان اعتماد نکند، اگر خوانده باشید و در خواهید یافت بسیاری از آنها خیالبافی است ، حقیقت امر این است که بنده حتی به آقای "بدلیسی " هم شک دارم که جانب انصاف را رعایت کرده باشد . شما خودتان تا آخرش را بخوانید . در طول این 10 سالی که برای دغدغه های شخصی ام روی منطقه غرب کار کرده ام. دریافته ام که تفکری در کار است تا تمام مفاخر فرهنگی ایرانی ها خصوصا (( لر و لک)) را به نام "کرد" مصادره کنند ، این را هر آدم بی طرفی می فهمد !! این از دو حالت خارج نیست : 1- کردستانی ها دنبال بدست آوردن سر زمین های بیشتر برای مبارزه های جدایی طلبانه آینده هستند و لرها و لک های را برای " گوشت دم توپ " می خ

توفیقیان

و دلیلی هم برای تعصب ندارم . از جمله این کتاب ها - تاریخ کرد و کردستان و توابع – پیوستگی نژادی و تاریخی – کردی بیاموزیم – دودمان آریایی کرد و کردستان – زبان کردی و لهجه های – و..و برخی از نویسندگان خصوصا جناب آقای مرتضایی و آقای بورکه ای آبروی نویسندگان" کردستانی" را برده اند . نوشته های اینها بعلاوه آقای رشید یاسمی و سر لشکر زنگنه .. باعث شده است، که هیچ کس به کتاب های تاریخی کردان اعتماد نکند، اگر خوانده باشید و در خواهید یافت بسیاری از آنها خیالبافی است ، حقیقت امر این است که بنده حتی به آقای "بدلیسی " هم شک دارم که جانب انصاف را رعایت کرده باشد . شما خودتان تا آخرش را بخوانید . در طول این 10 سالی که برای دغدغه های شخصی ام روی منطقه غرب کار کرده ام. دریافته ام که تفکری در کار است تا تمام مفاخر فرهنگی ایرانی ها خصوصا (( لر و لک)) را به نام "کرد" مصادره کنند ، این را هر آدم بی طرفی می فهمد !! این از دو حالت خارج نیست : 1- کردستانی ها دنبال بدست آوردن سر زمین های بیشتر برای مبارزه های جدایی طلبانه آینده هستند و لرها و لک های را برای " گوشت دم توپ " می خ

توفیقیان

اما لرها معمولا آدم های منطقی تری هستند ! خصوصا فرهنگیان لر از جمله " عبد الحسین زرین کوب " و" سکندر امان الهی " و " جناب آقای غضنفری امرایی" حمید ایزد پناه " و علی محمد ساکی و..و..و هیچگاه کتاب و آثار آنها را غیر منطقی و غیر اصولی ندیده ام ، مثلا زرین کوب کارش نوشتن نقد ادبی بوده و آقای امان الهی هم که دکترای مردم شناسی دارد هم کارش را بلد بوده و الی آخر ... شاید تنها صفت منفی که می توانم به آنها بدهم این است که آنها کم کار هستند . و دلیل گسترش تفکر و جنبش " کردی" فقط در این است که آنها (( 1- پر کارند و هدف دارند 2- جدی هستند ...3- مخالفان را با هو چی گری از میدان به در می کنند )). جلب ترین نکته اینجاست که متعصبان (( کرد شده )) از خود کردها تعصب بیشتری دارند و این برای من عجیب بوده و هست اما قضاوت را می گذارم برای اهل فن و کسانی که علم و معرفت در سلول های خاکستری مغزشان رسوخ کرده است .

توفیقیان

اگر می خواهی کار فرهنگی بکنی باید منتظر نامهربانی ها هم باشی .. موفق باشی و بر قرار در ضمن معنای شعر های میر نوروز برایم لذت بخش بود (( دارم زبان خرم ابادی را هم یاد می گیرم )) در کل زبان لری هم لکی هم بختیاری هم خر آمبادی شیریت ترین زبان منطقه غرب هستند (( اسم مستعارم توفیقیان است )) برایت یک میل می فرستم .

مردی

عالی.بود

فرشاد ایمانی از پلدختر

واقعا خسته نباشی متشکرم .مه میرم میر نوروزم میر ها وه نومم کوک ده کو ماهی ده رو اوما وه دومم . مه که شیرین نهرده گوشت شکارم زحمت سی کی بکشم سی کی بیارم .مردمونه زن گن بی وه دوچارم آو وه مشک هیمه وه کول خوم سیش میارم.مردمونه زن خو بهاره مرده زن گن چی زمسو همیشه سرده.ای فلک وا همه داد وا مه داد و بیداد وه همه بارو باره مه برف بی باد.باز هم متشکرم